نگاهی اجمالی به کتاب“ هرکول پوآرو کارآگاه مشهور بلژیکی که معماهای دشوار و پروندههای ویژه قتل را با هوش بینظیرش حل میکند، این بار با یک پروندهی قتل روبهرو شده است که رمزگشایی آن چندان آسان نیست!
ماجرا با قتل خانم مک گینتی، پیرزنی که در یک روستای کوچک زندگی میکند آغاز میشود. پس از پخش شدن خبر قتل، همهی اهالی روستا به مستاجر او شک میکنند و او را بهعنوان قاتل خانم گینتی میشناسند! اما همه چیز به همین روشنی و آسانی نیست و ماجرای بسیار پیچیدهتری در حال رخ دادن است! چرا که پس از مرگ پیرزن بیچاره، یکی دیگر از اهالی روستا نیز به قتل میرسد و این اتفاق پروندههای قدیمی را دوباره به جریان میاندازد. پروندههایی که هرکدام به نوعی با این قتلها در ارتباط هستند و هیچکس جز هرکول پوآرو از پس حل کردن آن برنمیآید! ”
نگاهی اجمالی به کتاب“ شب به زودی سراسر جنگل را فرا گرفت. قورباغههای برکه آواز جمعی خود را شروع کردند. چند زاغچه مدت کوتاهی روی درخت مجاور با هم مشاجره کردند. جغدی در فاصلهای دوردست میخواند. از دور صدای گرگ میآمد. آخرین فکر سام، وقتی به خواب فرو میرفت، این بود که هنوز برای جوجههایشان اسم انتخاب نکردهاند. با خود گفت: «باید فردا صبح در این باره صحبت کنیم.» پلکهای سام به آرامی بسته شدند و او کلاغوار تبسم کرد، همان لحظه اسمی از خاطرش گذاشت؛ اسمی برای آن جوجهای که باعث افکار گوناگون، پیشبینی و هیجان او شده بود. جآشوا. او را جآشوا میخواندند، و این نام پدربزرگ سام و همسر اسمرالدا بود. جآشوا نام خوبی برای قهرمان بود، مگر نه؟ ”