نگاهی اجمالی به کتاب“ کتاب مکالمات روزمرهی انگلیسی، به تالیف لیلا زارع، با این قابلیت طراحی و ارائه شده است که هم به عنوان کتابی آموزشی برای طیف وسیعی از زبان آموزان، از مبتدی تا حرفهای و هم به عنوانی کتابی برای افزایش اطلاعات عمومی در زبان انگلیسی مورد استفاده قرار گیرد.
گاهی بیان یا نوشتن تنها یک کلمه، مفهومی عمیق و جامع را به شنونده یا خواننده میرساند و چه بسا از یک جمله بهتر و مفیدتر باشد. بنابراین کلمات به صورت انفرادی، از جملات یا حتی یک متن کوتاه چیزی کم نخواهند داشت، به ویژه در شیوه های نوین یادگیری زبانهای خارجی که مفهوم کلمات و عبارات نقشی ویژه یافتهاند و در راستای هدف یادگیری یک زبان خارجی که همانا یادگیری چگونگی تفکر در زبان مورد نظر و در پی آن یادگیری صحبت کردن در آن زبان میباشد مورد استفاده قرار میگیرند. در این بین، یادگیری کلمات ملموس و کاربردی که به صورت عمومی توسط تمام اقشار جامعه مورد استفاده قرار میگیرند، به بیان دیگر کلمات مورد استفاده در مکالمات روزمره، از نخستین گامهایی است که برای رسیدن به این هدف باید برداشته شود. در اینجا شما به مجموعهای کامل از کلمات پرکاربرد در مکالمات روزمره دسترسی دارید. ”
نگاهی اجمالی به کتاب“ داستان جدیدی نیست، اما فکر میکنم، حداقل برای این کتاب، ارزش دارد که یک بار دیگر آن را تعریف کنم. سال 1998 بود و داشتم فیلم محبوب را در مصاحبهی تلویزیونی زنده با جین سیسکِل، منتقد فیلم بزرگ شیکاگو سانتایمز، معرفی میکردم و همهچیز داشت خیلی آرام پیش میرفت تا اینکه اوضاع به هم پیچید. او پرسید: «بگو ببینم، از چی کاملاً مطمئنی؟» اولین بار نبود که مصاحبه میکردم. سالهای سال در مصاحبهها سئوالهای ترسناکی مثل این را از من پرسیده بودند و هنوز هم میپرسند و معمولاً جوری نمیشود که هیچ کلمهای برای پاسخ پیدا نکنم، اما باید بگویم جین موفق شده بود مرا گیر بیندازد. با منومن و درحالیکه میدانستم او بهدنبال چیزی بزرگتر، عمیقتر، پیچیدهتر است، گفتم: «اوه، دربارهی این فیلم؟» اما داشتم طفره میرفتم تا در ذهنم به پاسخی حداقل کمی منسجم برسم. اما او گفت: «نه، میدونی منظورم چیه؛ دربارهی خودت، زندگیت، هرچی، همهچی...» «اوه، من مطمئنم که... اوه... مطمئنم که، جین، یه کم وقت میخوام که دربارهاش بیشتر فکر کنم.» حالا شانزده سال گذشته و از آن موقع تا بهحال خیلی به این پرسش فکر کردهام، طوریکه تبدیل به پرسش اساسی زندگیام شده است: هر شب از خودم میپرسم دقیقاً از چه مطمئن هستم. ”