نگاهی اجمالی به کتاب“ اهمیت نیروی ذهن و افکار شما بر اتفاقات زندگیتان به خصوص ناکامیها و موفقیتها داستانهایی تخیلی یا جملاتی پر زرق و برق نیستند. قدرت ذهن ماهیتیست پنهان در وجود فرد، حقیقتی اسرارآمیز که بشر تاکنون اندکی از آن را کشف کرده و هنوز چیزهای بسیاری در مورد آن وجود دارد که نمیداند. اگر تاکنون چیزی در مورد قدرت ذهن نمیدانستید یا آن را جدی نمیگرفتید، پس از خواندن کتاب قدرت ذهن و تجسم، به آن خوب فکر کنید.
ذهن (Mind) نمادی از هوش و آگاهی تجربیست، به بیان سادهتر همان احساسات، ادراکات، امیال، تخیلات و آرزوهای انسان است که بر رفتار و عملکرد او تأثیر میگذارد. در واقع ذهن پدیدهای فلسفیست که به فرماندهی واحد مغز گفته میشود. برعکس مغز ذهن ماهیتی مادی نداشته و عاری از هرگونه شکل و اندازه فیزیکی است. هر شناختی از جهان بیرون به واسطه آگاهی و ذهن به دست میآید. در حقیقت ذهن همان آگاهی شماست، صدایی که در سرتان مستقل از مغز مادی شما فعال است. برایتان فکر میکند، تصویر میسازد و خیال میبافد. ”
نگاهی اجمالی به کتاب“ نویسنده با لحنی موجز و صمیمی به مسائل هستیشناسانه پرداخته و با نگاهی ساده به روایت مسائل پیچیدهای رفته که حرف زدن راجع به آن خود الفبای خاصی را میطلبد.
جهانی که نویسنده ترسیم کرده دچار چنان سکوتی است که در تمام نقاط داستان مشهود و قابل لمس است.
البته این سکوت تا انتهای داستان حاکم است یعنی تا آنجا که شخصیت داستان به امریکا سفر میکند. بعد از رفتن او به نیویورک فضای داستان رنگ و بوی دیگری گرفته و به گونهای شلوغ و بیبند و بار به چشم میآید.
خلوت بودن فضای داستان بیش از هر چیز بر تنهایی قهرمان داستان تاکید دارد.
مهمترین شاخصه «ابر ابله» تنهایی آن است. تا آنجا که به نظر میرسد در جهانی که پیش رویمان قرار دارد او تنها جنبنده آن است.
اما «ابر ابله» برای فرار از تنهایی و انزوایش به اشیا پناه میبرد و خود را با آنها میشناسد.
روایت داستان اول شخص است و قصه اصلی روی مرز باریکی بین شرح حال و داستان حرکت میکند.
«ابر ابله» ما را به یاد دو شخصیت مهم در تاریخ رمان میاندازد که هر کدام به شکلی دردناک استعارهای از انسان قرن بیستم بودند. ”