نگاهی اجمالی به کتاب“ این کتاب سرگذشت بسیاری از افراد جامعه را به تصویر میکشد که نباید به دلایل مختلف از عرش به فرش میرسند و به ناچار در جستجوی سرپناهی از نوانخانهای به نوانخانه دیگری رانده میشوند. جورج ارول که خود نیز مدتی این نوع زندگی را تجربه کردهاست سعی دارد به ما بفهماند که برخلاف نظر عموم ، همه بیخانمانها افرادی بیعار و انگل جامعه نیستند. ”
نگاهی اجمالی به کتاب“ ماجرای این رمان در انگلستان دهه شصت میلادی میگذارد."هریت" و "دیوید" که به لحاظ فرهنگی و پایگاه اجتماعی وضعیت یکسانی ندارند پس از ازدواج به فواصلی کوتاه صاحب چهار فرزند میشوند که همگی ناخواسته بودهاند.زن و شوهر هر دو به داشتن فرزندان زیاد علاقمند هستند تا اینکه "هریت" فرزند پنجم را باردار میشود.فرزند پنجم اما از همان دورانی که در رحم مادر رشد میکند علائم عجیبی از خود بروز میدهد و سرانجام با متولد شدن فرزند پنجم - که پسری است غیرعادی-مشکلات این زن و شوهر بیش از پیش عمیق و غیرقابل حل میشود. ”