نگاهی اجمالی به کتاب“ خانواده فارستر پسر بزرگشان را در جنگ از دست دادهاند و به همین مناسبت "آن فارستر" ( مادر خانواده) هر سال در روز تولد پسرش شمعی پای قاب عکس او روشن میکند تا خاطره اش را زنده نگه دارد. جودیت و جرالد دو فرزند دیگر این خانواده هستند که خاطره چندانی از برادر از دست رفته شان ندارند. در یک غروب تابستانی که جودیت و جرالد از بازی تنیس برگشتهاند با مرد غریبه نابینایی در خانهشان مواجه میشوند که به دلیل صدمات جنگ حافظه اش را از دست داده و سال ها در آسایشگاه بستری بوده است. در حالی که جرالد قصد دارد غریبه را از خانه بیرون کند، جودیت طی گفتگوی کوتاهی با غریبه احساس خوشایندی نسبت به او پیدا میکند. به خصوص که غریبه شباهتهایی با قاب عکس روی طاقچه نیز دارد. ”
نگاهی اجمالی به کتاب“ آیا آنقدر در ناامیدی، اضطراب یا عصبانیت غرق شدهاید که نمیتوانید رهایی از آنها را تصور کنید؟ اگر جواب مثبت است خبر خوبی برایتان داریم: این احساسات ناشی از افکار گذرا هستند. خبر بهتر اینکه شما، افکارتان نیستید و میتوانید یاد بگیرید که چگونه بهطور موثر افکار خود را زیر سوال برده و ذهنتان را آزاد کنید. چانا میسن در کتاب صوتی فکرت را متوقف کن اصول این کار را به شما آموزش میدهد تا با رهایی از بند اندیشههای مخرب، زندگی خود را آزادانه خلق کنید.
اثر پیش رو هدف بهبود زندگی شما را دنبال میکند. بسیاری از احساسات دردناکی که در طول عمر تجربه میکنیم نه واقعیاتی تغییرناپذیر، بلکه صرفا افکاری زاییدهی ذهن ما هستند. اگرچه ایدهها و باورها نقش مهمی در زندگیمان دارند اما خوشبختانه آنها ازلی، دائمی یا غیرقابل دستکاری نیستند. ما بین فکرهای گوناگونمان حق انتخاب داریم و میتوانیم برخی را حذف و بعضیها را آگاهانه نزد خود نگهداشته و باز هم ادامه دهیم. ”