شون میو ماسه یو

از این نویسنده بشنوید:
نویسنده:
  • کتاب صوتی - ذن - ماه آوا

تازه‌های ماه‌آوا

این ساندویچ مایونز نداردنویسنده: جی.دی. سلینجرRating Star
نگاهی اجمالی به کتاب

“ جنگ می‌تواند بهترین بخش وجود آدم‌ها را از بین ببرد. یک نفر دیگر نمی‌تواند بخندد، سربازی از شنیدن صدای آتش‌بازی به خود می‌لرزد، بعضی‌ها هم مثل وینسنت کالفید عزیزترینشان را از دست می‌دهند. کتاب صوتی این ساندویچ مایونز ندارد مجموعه‌ای از داستان‌های کوتاه است که همگی مستقیما یا غیرمستقیم با جنگ در ارتباطند و البته مانند دیگر آثار جی. دی. سلینجر ردپای دیگر شخصیت‌های محبوبش را هم می‌توان در آن‌ها یافت. خانواده کالفیلد هسته‌ی اصلی این مجموعه داستان کوتاه هستند. ابتدا با هولدن ملاقات می‌کنیم که به دیدار آقای اسپنسر رفته و بعد از قطار حوادث به‌آرامی شروع به حرکت می‌کند. هر یک از شخصیت‌هایی که با آن‌ها آشنا می‌شنویم به‌نوعی ماجرای این پسرک چموش و برادرش را به پیش می‌برند اما صبور باشید! برای فهم دقیق اتصال آن‌ها باید تا آخر کتاب منتظر بمانید،‌ همان‌جایی که سرانجام با وینسنت ملاقات می‌کنید و پی می‌برید اتفاقاتی باورنکردنی برای هولدن رخ داده است. ”

معمای کارائیبنویسنده: آگاتا کریستیRating Star
نگاهی اجمالی به کتاب

“ آگاتا کریستی نویسنده انگلیسی داستان‌های جنایی و ادبیات کارآگاهی با نام مستعار مری وستماکوت داستان‌های عاشقانه و رومانتیک نیز می‌نوشت. اما شهرت اصلی اش به خاطر 66 رمان جنایی اوست. داستان‌های آگاتا کریسیتی، به خصوص آن دسته که درباره ماجراهای کاراگاه هرکول پوآرو یا خانم مارپل هستند. نه تنها لقب ملکه جنایت را برای او به ارمغان آوردند بلکه او را به عنوان یکی از مهم‌ترین و مبتکرترین نویسندگانی که در راه توسعه و تکامل داستان‌های جنایی کوشیده‌اند نیز معرفی و مطرح کردند. - بخشی از کتاب: سرگرد مکث کرد و سپس عکس کوچکی را از لابلای محتویات کیفش بیرون کشید. به دقت به آن نگریست و گفت:«میل دارید عکس یک قاتل را ببینید؟» سرگرد داشت عکس را به دست خانم مارپل می‌داد که یکباره حرکت دستش متوقف شد. انگار خشکش زده بود. بیش از پیش به قورباغه‌ای چاق و چله شباهت پیدا کرده بود. به ظاهر سرگرد پال گریو از بالای شانه راست خانم مارپل شیئی یا شخصی را دیده و ماتش برده بود؛ دقیقا به همان جهتی نگاه می‌کرد که صدای نزدیک شدن قدم‌ها از آن سو به گوش می‌رسید. «این غیرممکن است. منظورم...» سرگرد با عجله همه چیز را در کیفش چپاند و آن را در جیبش گذاشت. ”

Local Business Directory, Search Engine Submission & SEO Tools