ریچل هالیس

از این نویسنده بشنوید:
نویسنده:
  • کتاب صوتی - خودت باش دختر - ماه آوا
  • کتاب صوتی - شرمنده نباش دختر - ماه آوا

تازه‌های ماه‌آوا

یک اتفاق مسخرهنویسنده: فئودور داستایفسکیRating Star
نگاهی اجمالی به کتاب

“ کتاب «یک اتفاق مسخره» A Nasty Storyاثر «فئودور داستایفسکی‌» سال 1862 منتشر شد. این داستان را نویسنده پس از لغو نظام رعیتی دهقانان در روسیه به نگارش درآورد و ازاین‌جهت بازتابی از اتفاق‌های اجتماعی و سیاسی آن دوران است. داستان این کتاب حول محور سه شخصیت «استپان نیکیفوروویچ»، «سیمون ایوانوویچ شیپولنکو» و «ایوان ایلیچ پرالینسکی» است که داستان با حضور آن‌ها در یک اتاق شروع می‌شود. «ایوان ایلیچ» مشاور دولتی است و حدود چهل و سه سال سن دارد. او به مراسم عروسی یکی از رعیت‌های خودش دعوت می‌شود، او تصمیم می‌گیرد در این مراسم شرکت کند. حضور این ژنرال در کنار مردم ضعیف و طبقه‌ی پایین جامعه بازتابی از طبقات از هم پاشیده‌ی جامعه‌ی آن زمان روسیه است. «فئودور داستایفسکی‌» در داستان کتاب «یک اتفاق مسخره» حس‌های متناقض «ایوان ایلیچ» را نشان می‌دهد. این فرد در موقعیتی حس برتری طلبی‌اش را سرکوب می‌کند در حالی که در قسمت‌هایی از داستان با صحبت‌ کردن درباره‌ی اصلاحات تمایل به نشان دادن خودش دارد. او به‌دنبال محبوبیت و توجه‌طلبی بیشتر از سوی بقیه یک ابله خودشیفته متصور می‌شود. «فئودور داستایفسکی‌» استاد نشان دادن روحیات درونی انسان است و تبحرش در این زمینه را می‌توان در این اثر هم به‌وضوح دید. اگر بخواهیم آثار این نویسنده را به دوره‌ی متفاوت تقسیم کنیم این کتاب جزو دوره‌ی اول آثار «فئودور داستایفسکی‌» است. ”

اتللوی تابستانینویسنده: نسیبه فضل‌الهیRating Star
نگاهی اجمالی به کتاب

“ می‌توان حدس زد که گرتا در لحظه اصابت شلیک گلوله در کجای سِن قرار داشته و فاصله‌اش با تفنگ اتللو یا آقای رازمیک هوانسیان چقدر بوده است. با توجه به همان زاویه? 65 درجه و فاصله? 50 سانتی‌متری میان اتللو و دزدمونا، قاتل و مقتول در فاصله? نسبتا نزدیکی از یکدیگر قرار گرفته بودند و حتی برای لحظاتی هم به یکدیگر خیره شده‌اند. به گفته? تماشاگران ردیف‌های آخر، لحظه‌ای که اتللو قصد داشته تا با شلیک گلوله‌ای به زندگی دزدمونا و بعداً خودش خاتمه بدهد چندین‌بار با انزجاری که چندان هم درماتیک نبوده سرش را تکان داده و با حالت انترسانی به تماشاگران سالن نگاه کرده و با صدای بلندی فریاد زده است: «وقتی از من می‌نویسید بگویید که سخت اما بد دوست می‌داشت.» ”

Local Business Directory, Search Engine Submission & SEO Tools