نگین خواجه‌نصیر

از این هنرمند بشنوید:
گوینده:
  • کتاب صوتی - مادمازل شنل - ماه آوا
  • کتاب صوتی - بندباز - ماه آوا
  • کتاب صوتی - تانگ فو - ماه آوا
  • کتاب صوتی - بگذار دروغ بگویم - ماه آوا
  • کتاب صوتی - راز و رمز برقراری ارتباط - ماه آوا
  • کتاب صوتی - توهم آگاهی - ماه آوا
  • کتاب صوتی - رازهایی درباره زندگی که هر زنی باید بداند - ماه آوا
  • کتاب صوتی - هرگز هرگز - ماه آوا
  • کتاب صوتی - راز بین دو نفر - ماه آوا
  • کتاب صوتی - کتابخانه نیمه شب - ماه آوا
  • کتاب صوتی - کاش کنارم بودی - ماه آوا
  • کتاب صوتی - از این مطمئنم - ماه آوا
  • کتاب صوتی - تخم شر - ماه آوا
  • کتاب صوتی - چه بر تو گذشته است - ماه آوا
  • کتاب صوتی - راز پرونده مختومه - ماه آوا
  • کتاب صوتی - خاکستر - ماه آوا
  • کتاب صوتی - قتل خانم مک گینتی - ماه آوا
  • کتاب صوتی - هنر رهایی از فشارهای زندگی - ماه آوا

تازه‌های ماه‌آوا

اینم شد زندگینویسنده: عزیز نسینRating Star
نگاهی اجمالی به کتاب

“ «اینم شد زندگی» یک مجموعه داستانی از نویسنده توانای اهل ترکیه، عزیز نسین است. او در این آثار طنز تلخ و سیاهی را برای توصیف پیرامونش به کار می‌گیرد تا معایب اجتماعی زمانش را برملا کند و با نقد آنها راهکار گذر از این معایب را نشان دهد. او منتقد بی‌رحم اما خوش‌زبان جامعه ترکیه است و البته خوش‌انصاف؛ زیرا همه تقصیرها را هم به گردن حکومت و سیستم اداری و... نمی‌اندازد. قلم او متوجه مردم هم هست و با نقد خرافات، کژبینی و کوتته‌فکری مردم، می‌کوشد توازنی در نقدهایش ایجاد کند و راه برون‌رفت از مشکلات را بیشتر بنمایاند. بخشی از کتاب: «بعد از اینکه مرا ختنه کردند اسم مرا در یک مکتب نوشتند. مکتب از خانه ما خیلی دور بود ولی چاره نداشتیم باید می‌رفتم، راستش از دوری راه زیاد ناراحت نبودم چون خیابانها را دید می‌زدم!... ملاباجی که من آنجا درس می‌خواندم سه تا دختر بزرگ داشت، هر سه‌تا سفید و خوشگل بودند و من از هر سه تاشان خیلی خوشم می‌آمد! مثل روس‌ها بودند. آخه از وقتی که روس‌ها به مملکت ما آمدند دوچیز را با خودشان آوردند. یکی زن‌هایِ خوشگل و سفید و یکی هم اسکناس‌های بزرگ!... پدرم دوتا از این اسکناس‌ها داشت. البته مردم زیاد داشتند. اسکناس‌های روسی توی دست و پای مردم ریخته بود وقتی روسها از ترکیه رفتند. انقلابیون اسکناس‌ها را جمع کردند بعد هم از اعتبار افتاد. البته ما غیر از دو تا نداشتیم. چه می‌شد کرد. پولی بی اعتبار هم گیر ما نمی‌آمد! پدرم پولهای به آن بزرگی را یک قروش فروخت!... وقتی به مکتب رفتم مادرم یک فینه قرمز رنگی برایم درست کرد و به سرم گذاشت. یک قلم و دوات هم برایم خرید که وقتی می‌نوشتم «جرجر» صدا می‌کرد! روز اول به مدرسه رفتم باید این دعا را حفظ می‌کردم «رب یسر و لما تیتر رب تمین بالخیر» یعنی «آفریدگارا کارم را آسان کن. نگذار سخت بگذرد. تو کارم را به خیر بگردان» ”

رمزگشایی زبان بدننویسنده: جو ناواروRating Star
نگاهی اجمالی به کتاب

“ راهنمایی جامع برای آشنایی با الفبای بدن! جو ناوارو در کتاب صوتی رمزگشایی زبان بدن، کلیه‌ی اشارات و عکس‌العمل‌های فیزیکی افراد را به تفکیک اعضای بدن به شما معرفی کرده و شما را از هر کتاب دیگری درمورد زبان و حرکات بدن بی‌نیاز می‌کند. این اثر تحسین‌شده و علمی با زبان ساده و عامه‌پسند خود، به شما در بهبود روابط اجتماعی و برقراری ارتباط با اطرافیانتان یاری می‌رساند. ”

Local Business Directory, Search Engine Submission & SEO Tools