منظومه پیامبر نامبعوث

کتاب صوتی

کتاب صوتی منظومه پیامبر نامبعوث

دوستان عزیز ماه آوا

از ابتدای مهرماه سال ۱۴۰۰ خرید محصولات ماه آوا تنها از طریق پلتفرمهای فروش کتاب صوتی امکان پذیر خواهد بود

اثری از
نویسنده علی اتحاد

بخش سیم از فصل دویم مجموعه‌ی رازوروزی

نام اصلی: Payambare Naa Mab'ous

ناشر: نشر سپید ماه آوا

سال چاپ: 1395

شابک:

978-964-207-094-7

خلاصه:

«منظومه‌ی پیامبر نامبعوث» همان‌طور که از نام‌اش بر می‌آید روایتی بلند و شاعرانه است. برای من نوشتن این روایت همچون آبتنی کردن در حوض خاطرات بود. این خاطرات گاهی راه به ادبیات می‌برد و گاه به اسطوره و گاه به روایات تاریخی و گاه به روایات زیست فردی‌ام. خیال می‌کنم که زیست یک یک ما چیزی از این دست است. ما خاطرات قرن‌ها را در خود انبار کرده‌ایم. ما صندوق‌های مملو از خاطراتی هستیم که آن‌ها را یا خود تجربه کرده‌ایم یا پدرمان یا مادرمان یا مادر بزرگ‌ها و پدر بزرگ‌هامان و این همه با آن چه خوانده‌ایم و شنیده‌ایم در آمیخته است تا صندوق را لبالب کند. همه‌ی ما گاهی در خلوت‌مان زیست‌مان را با سرشکستگی شخصیت‌های غم‌نامه‌ها پیوند زده‌ایم. همه‌ی ما گاهی در خلوت‌مان خود را در لباس یک قهرمان دیده‌ایم. همه‌ی ما گاهی در خلوت‌مان احساس کرده‌ایم که خوشبخت‌ترین مردمان روی زمین‌ا‌یم. همه‌ی ما در خلوت‌مان احساس کرده‌ایم که ناگهان دیگر ذره‌ای ایمان برای‌مان نمانده است. همه‌ی ما لحظاتی در زندگی‌مان داشته‌ایم که خیال کرده‌ایم کسی در گوش‌مان چیزی نجوا می‌کند و ایمان از دست‌رفته‌مان را دوباره و به ناگهان باز یافته‌ایم. همه‌ی ما تلخی بی‌مانند تنهایی را زیر دندان مزه کرده‌ایم و همه‌مان در بزنگاهی با خود خیال کرده‌ایم که چشمان کسی بر ماست و تا زمانی که چشم‌های او ما را تماشا می‌کنند به ما گزندی نخواهد رسید.
این‌ها، یک به یک این‌ها، برای من معنای انسانیت است. ما فرزندان شوربختی و شادی، فرزندان صبر و بی‌قراری، فرزندان توامان تنگدستی و ثروت‌ایم.
«منظومه‌ی پیامبر نامبعوث» تک‌گویی بلندیست که به همین‌ها می‌پردازد و الگوی متنی کار هم زیر تاثیر متون کهن و چکامه‌های آیینی است. جهان متنی مورد ستایش من؛ در ادبیات قرون پیش جای گرفته است و این دلبستگی گاه آن چنان کرانه‌هاش را گسترش می‌دهد که به خواب‌هام سرریز می‌کند. بسیاری از این رویاهای روز و رویاهای شب درون متن «منظومه‌ی‌ پیامبر نامبعوث» جای گرفته‌اند.

هنرمندان:
آهنگساز علی صمدپور

تاریخ تولید اثر: 1397

نوازندگان: ویولن: علی جعفری پویان، ابراهیم لطفی، حامد کرمانی آلتو: میثم مروستی، سهراب برهمندی ویولنسل: کریم قربانی، بهنام منادی کنترباس: زنده یاد علیرضا خورشیدفر ابوا: یاسمن کیمیاوی عود: یاسمین شاه حسینی قانون: آفرین نظری ضبط موسیقی: استودیو دیلمان، سمیه حبیبیان میکس و مستر موسیقی: حامی حقیقی ضبط کلام: استودیو کارگاه اتفاق و استودیو دریا ناظر ضبط کلام و میکس: حامد کیان عکاسی و تصویربرداری: نیما مرادی و اناهیتا آرت استودیو مدیر هنری و طراح گرافیک: اشکان گله‌داری با همکاری کارگاه اتفاق، مسعود شهریاری و موژان محقق

...

...

دیدگاههای کاربران

تعداد دیدگاه: 0

(برای ارسال دیدگاه حتما باید عضو سایت ماه آوا باشید)

کتاب صوتی ضحاک ماردوش ضحاک ماردوش

علی اکبر سعیدی سیرجانی

کتاب صوتی سیمای دو زن سیمای دو زن

علی اکبر سعیدی سیرجانی

کتاب صوتی 1984 1984

جرج اورول

کتاب صوتی اخبار اخبار

آلن دوباتن

تازه‌های ماه‌آوا

بیشعور ضد‌گلولهنویسنده: خاویر کرمنتRating Star
نگاهی اجمالی به کتاب

“ خاویر کرمنت پس از نوشتن سه کتاب از این مجموعه این بار در چهارمین کتاب خود تحلیلی روانشناختی و جامعه شناسانه از وضعیت و نشانه های بی شعورها ارائه می کند. او معتقد است بی شعورها بی رحم و ذاتا دروغگو هستند و تا فرصتی پیدا کنند دست به تقلب می زنند. در برابر هرگونه رفتار منطقی و سنجیده فقط در پی تحقیر شما هستند و اگرفرصتی دست دهد شما را سربه نیست می کنند. ”

و چشم‌هایش کهربایی بودنویسنده: مهری بهرامیRating Star
نگاهی اجمالی به کتاب

“ و چشم‌هایش کهربایی بود رمانی است که از دریچه‌ای نو و با دیدی خلاقانه به تقابل میان «هستی و نیستی» می‌پردازد. رمانی که راویانش یگانه و منحصربه‌فردند. تسبیح میان دستان هاشم، چادر مشکی زهره، موازییک‌های کف حیاط، انگشتر و جنینی که از زهدان مادر رانده شده، هر یک به تنهایی جهانی تکان‌دهنده را به تصویر می‌کشند و روایتگر ترس‌ها، تشویش‌ها، آرزوها و ناکامی‌های آدم‌های درون داستان‌اند... . در قسمتی از این کتاب می‌خوانیم: از همین‌جا پیداست و می‌بینمش زن چشم عسلی را. خودش است، مثل همیشه کتابی در دست دارد و پشت به ما ایستاده است کنار درخت. تا برسیم نزدیک، همان‌طور که توی هوا می‌چرخم زن هم می‌چرخد انگار و درخت هم وارونه می‌شود. چقدر قد کشیده است این درخت. چرخ که می‌زنم. درختِ وارونه ریشه‌هایش توی هوا می‌ماند. سه هزار و بیست و سه سال پیش است انگار و من می‌خواهم از ریشه‌ها خودم را برسانم به تنه درخت. خودم را برسانم به یک زخم عمیق. هاشم مکث می‌کند دیگر نمی‌چرخاندم، شاید یادش افتاده که نخم نازک شده است. درخت می‌ماند همان‌جا و زن چشم عسلی هم. زن رو برمی‌گرداند و انعکاس رنگ مهره‌هام توی عسلی چشم‌هاش بی‌قرارم می‌کند... . ”

Local Business Directory, Search Engine Submission & SEO Tools