نگاهی اجمالی به کتاب“ خانواده فارستر پسر بزرگشان را در جنگ از دست دادهاند و به همین مناسبت "آن فارستر" ( مادر خانواده) هر سال در روز تولد پسرش شمعی پای قاب عکس او روشن میکند تا خاطره اش را زنده نگه دارد. جودیت و جرالد دو فرزند دیگر این خانواده هستند که خاطره چندانی از برادر از دست رفته شان ندارند. در یک غروب تابستانی که جودیت و جرالد از بازی تنیس برگشتهاند با مرد غریبه نابینایی در خانهشان مواجه میشوند که به دلیل صدمات جنگ حافظه اش را از دست داده و سال ها در آسایشگاه بستری بوده است. در حالی که جرالد قصد دارد غریبه را از خانه بیرون کند، جودیت طی گفتگوی کوتاهی با غریبه احساس خوشایندی نسبت به او پیدا میکند. به خصوص که غریبه شباهتهایی با قاب عکس روی طاقچه نیز دارد. ”
نگاهی اجمالی به کتاب“ کتاب «نسخه بهتر خودت» با به چالش کشیدن شما سعی میکند ذهنیت سختی کشیدن در مواجه با مسائل و مشکلات زندگی را در شما تغییر داده تا بتوانید بهترین خود را به نمایش گذاشته و از متوسط و معمولی بودن فراتر روید.
فرقی ندارد زندگی بر وفق مرادت باشد یا جلوی چشمانت از هم بپاشد، تمام ما میخواهیم بهتر شویم. میخواهیم تأثیرگذارتر عمل کنیم. میخواهیم خدا را بهتر بشناسیم؛ میخواهیم همسر، پدر، مادر، مشوق، مربی، کارمند، کارفرما و مدیری بهتر باشیم. خداوند در اعماق وجود ما آرزویی را نهاده است؛ میخواهیم بیشتر شبیه او شویم. در ژرفنای جان، صدایی را میشنویم: «تو برای بهتر از اینها به دنیا آمدهای؛ قرار بود در سطحی بالاتر از آنچه هماینک هستی زندگی کنی. به کمترین قانع نشو. میتوانی بهتر باشی.» ”