نگاهی اجمالی به کتاب“ زبان جلال برجس در این اثر تمام و کمال شاعرانه است. او چه از خیالات عاشقانهی مردی تنها دربارهی زن ایدهآلش سخن بگوید و چه از فساد اداری مملکت، کلمات را چنان موزون به کار میگیرد که گویی در حال شنیدن افسانههای هزارویک شب هستید. ابراهیم البته شخصیتی مدرن است که بهخوبی از شیوههای کار با اینترنت - مخصوصا در شکلهای پیشرفتهتر یعنی هک سایتها- آگاهی دارد، اما برای آنچه در ذهن او میگذرد نمیتوان تاریخی تعیین کرد. ادراکات غریب ابراهیم بدون شک ماهیت اسکیزوفرنی دارد و همین ویژگی برگ برندهی رمان است زیرا این بیماری روانی حاد علاوه بر وراثت، ریشههایی اجتماعی-اقتصادی نیز دارد. ”
نگاهی اجمالی به کتاب“ انسانها ظاهراً قابلیت نامحدودی برای آزردن و آسیب رساندن به یکدیگر دارند، کاری که زمانی به عمد صورت میگیرد و گاهی معلول شرایط یا سوء تفاهمهاست. علتِ آن هر چه که باشد، برای اکثریت افراد گذشت و بخشیدنِ لطمهای که وارد شده و رنجشی که پیش آمده، کار آسانی نیست و امکان دارد که فرد تا چندین سال کینهای را فراموش نکند. من در طول زندگی حرفهایام اشخاص زیادی را دیدهام که سالها رنجشهایی را در دل نگه داشتهاند. شاید گذشت کار دشواری باشد، اما از سوی دیگر ما غالباً فشار روانی و درد و رنجی را که خودداری از بخشش و کینهورزی برای خود و اطرافیانمان ایجاد میکند، دستکم میگیریم. اغلب در مکالمات میشنویم که: «هرگز او را به خاطر این کارش نخواهم بخشید.» یا: «تا عمر دارم کاری را که با من کرد، نه میبخشم و نه فراموش میکنم.» زندگی پر از اختلافاتی است که دائماً میان افراد بروز میکند و حاصل آنها اغلب قهر مادامالعمر طرفین با یکدیگر است. من در مقام یک روانشناس میپرسم که اگر امتناع فرد از عفو و گذشت، منجر به اندوهگین شدن، از دست دادن سلامتی و احساس تنهایی و دلتنگی او شود، چه بهایی برای آن پرداخته است؟ ”