سایه باد

کتاب صوتی

کتاب صوتی سایه باد

دوستان عزیز ماه آوا

از ابتدای مهرماه سال ۱۴۰۰ خرید محصولات ماه آوا تنها از طریق پلتفرمهای فروش کتاب صوتی امکان پذیر خواهد بود

اثری از
برگردان علی صنعوی

نام اصلی: Sombra del viento

ناشر: نشر نیماژ

سال چاپ:

شابک:

دسته بندی: داستان بلند

خلاصه:

سایه‌ی باد اثر نویسنده اسپانیایی، کارلوس روئیث ثافون داستانی پرهیجان درباره یک شهر با یک گورستان کتاب است. نسخه اصلی این کتاب در سال 2005 منتشر شد و مورد تحسین منتقدان قرار گرفت. این اثر تا به حال به 20 زبان ترجمه شده و یک کتاب پرفروش در سطح جهانی است.
داستان در شهر بارسلون اتفاق می‌افتد. پسربچه‌ای 10 ساله با پدرش در یک روز سرد به گورستانی از کتاب‌های فراموش شده در شهر قدیم بارسلون می‌رود. کتابخانه‌ای با دالان‌های تودرتو و عنوان‌های مرموز و از یاد رفته. پسر اجازه دارد که یک کتاب را انتخاب کند و بردارد. او از میان قفسه‌های خاک‌آلود و وحشت‌انگیز، کتاب سایه‌ی باد نوشته خولیان کاراکس را برمی دارد. پسر بزرگ می‌شود و افرادی به دلایلی نامعلوم و وحشت‌انگیز به کتاب او علاقه شدیدی نشان می‌دهند و از این جاست که ماجراهای پرتعلیق سایه‌ی باد آغاز می‌شود.

کارلوس روئیث ثافون در سایه‌ی باد از داستان‌های صد سال تنهایی، جن زدگی، داستان‌های کوتاه بورخس، آنک نام گل، سه گانه نیویورک و گوژپشت نتردام الهام گرفته و به نوعی ترکیبی از داستان‌های نام‌برده ساخته است.

بشنوید:

هنرمندان:
صدابرداری و ادیت کیان شمس
تهیه کننده راضیه هاشمی

دیدگاههای کاربران

تعداد دیدگاه: 0

(برای ارسال دیدگاه حتما باید عضو سایت ماه آوا باشید)

تازه‌های ماه‌آوا

مرخصی عاشقانهنویسنده: دوروتی پارکرRating Star
نگاهی اجمالی به کتاب

“ دروتی پارکر نویسنده طنزپرداز زن در این مجموعه داستان ها نقش زنان در جامعه و در ارتباط با مردان را روایت می کند. داستان هایی رئالیستی وبرخوردار از مایه های طنز که در خلال آنها با نقاط ضعف شخصیت های زن داستان روبرو هستیم. ”

ساعت بی عقربهنویسنده: کارسون مک کالرزRating Star
نگاهی اجمالی به کتاب

“ برای نخستین بار خودش را به مرگ نزدیک می‌دید، ترسی که وجودش را فرا گرفته و نفسش را بریده بود، ربطی به مرگ خودش نداشت؛ بلکه به خاطر ماجرای مرموزی بود که از آن سر در نمی‌آورد. ترس از این‌که در آن ماه‌ها چه رخ خواهد داد و تا کی این قصه ادامه خواهد داشت و در این اندک روزهای بودنش چه بر او خواهد گذشت، پنداری به ساعتی بی‌عقربه چشم دوخته بود. ”

Local Business Directory, Search Engine Submission & SEO Tools