نگاهی اجمالی به کتاب“ رونالد.تی پاتر افرون در کتاب صوتی اینقدر عصبانی نباش روشهای کارآمدی را در اختیار شما میگذارد که با استفاده از آنها میتوانید خشم خود را در هر شرایطی مهار و از بروز آسیبهای جبرانناپذیر جلوگیری کنید.
همهی ما بیتردید در زندگی احساس خشم را تجربه کردهایم. بسیاری از ما بهسبب شرایط موجود همواره و در بسیاری از لحظات زندگی دچار خشمی هستیم که گویی زیر پوستمان جریان دارد. برخیهایمان در موقعیتهای مختلف خشم لحظهای را تجربه کردهایم. عصبانیت و خلق و خوی انفجاری در هر سطح و اندازهای میتواند تبعات جبرانناپذیر بسیاری به همراه داشته باشد. تبعاتی که ممکن است به قیمت از دست دادن شغل، دوستان و عزیزانمان یا شاید حتی آزادی تمام شود. پس بهتر است پیش از قرار گرفتن در شرایطی که ممکن است مجبور به پرداخت هزینهی گزاف شویم، برای خشم خود دنبال چاره و راهکار مناسبی بگردیم. ”
نگاهی اجمالی به کتاب“ کتاب «گورستان پراگ» نوشته امبرتواکو(2016-1932)، فیلسوف، نشانه شناس، منتقد ادبی و رمان نویس ایتالیایی است. شهرت اکو در جهان به رماننویسی برمیگردد، هم چنین از او بیش از 40 کتاب علمی و مقاله به جای مانده است، که به زبانهای گوناگون ترجمه شده و مخاطبان بسیاری در جهان دارد. از آثار برجسته او میتوان به «آونگ فوکو»، «نام گل سرخ»، «آنک نام گل» اشاره کرد. کتاب «گورستان پراگ» ششمین رمان اکوست، که فضایی تاریخی دارد، زمان اتفاقات آن در قرن نوزدهم میگذرد و داستان در شهرهای تورین و پالرمو در ایتالیا جریان دارد. این رمان سرگذشت چندین شخصیت مختلف را روایت میکند. زمان در این رمان بسیار طولانی است و «اکو» برای بیان طولانی بودن آن از زبانی مناسب بهره برده است. موضوع این کتاب درباره فردی است که با سازمانهای اطلاعاتی اروپا قرارداد بسته تا در ماجراهایی که توسعه اروپا را تحت تاثیر قرار میدهند، شرکت داشته باشد. نکته قابلتوجه درباره این کتاب این است که تمام شخصیتهای کتاب، واقعا وجود داشتهاند و رمان در بستری واقعی روایت میشود. در بخشی از کتاب «گورستان پراگ» میخوانیم: همانطور که اینجا نشستهام تا بنویسم، احساس نوعی شرمندگی دارم، انگار دارم روحم را به فرمان، نه ، به خاطر خدا، بگذارید بگوییم به توصیهی یهودیای آلمانی ( یا اتریشی، هر چند همه مثل هماند) عریان میکنم. من کیام؟ شاید بهتر باشد، به جای کارهایی که در زندگی انجام دادهام، از من دربار شور و شوقهایم بپرسید، عاشق چه کسی هستم؟ کسی که به ذهنم نمیرسد. میدانم که عاشق غذای خوبام. فقط نام توردارژان کافی است نا سرتاپا بلرزم. این عشق است؟ از چه کسی بیزارم؟ میتوانم بگویم یهودیان، اما اینکه چنین مطیع به پیشنهاد آن دکتر اتریشی(یا آلمانی) تن دادهام نشان میدهد که چیزی علیه یهودیان لعنتی ندارم». ”