نگاهی اجمالی به کتاب“ با تمام عضلات بدنم که باهم متحدانه میخواهند از حال بروم، مقابله میکنم. همهی عضلاتم انگار باهم از من میخواهند به مدرسه نروم. میخواهند بهجای دیگری بروم و تا فردا پنهان شوم؛ ولی اهمیتی نداشت، هر وقت به مدرسه برمیگشتم، مجبور بودم با آن آدمهای داخل نوارها روبهرو شوم. به ورودی پارکینگ نزدیک میشوم. جایی که تختهسنگ بزرگ و حکاکی شدهای با پیچکی که به دور پایهی آن پیچیده شده قرار دارد. روی آن نوشته یادبودِ سال 1993. در طول این سه سال، بارها از جلوی این تختهسنگ عبور کردهام؛ اما هیچوقت پارکینگ را به این شلوغی ندیده بودم. حتی یکبار، چون هیچوقت اینقدر دیر به مدرسه نمیآمدم. تا امروز. به دو دلیل. یک: بیرون دفتر پُست منتظر ایستاده بودم. منتظر بودم باز کند تا جعبه کفشی پر از نوار کاست را پُست کنم. ”
نگاهی اجمالی به کتاب“ کتاب ییلاق انگلیسی اثر مارک دوگن را خیلی ساده میتوان رمانی عاشقانه نامید، ولی نه یک رمان عاشقانهی سبک و بیمحتوا. دوگن در این کتاب فراز و نشیبهای زندگی آدمی را بیان کرده، که دچار سرگردانی است. ییلاق انگلیسی برنده جایز? گنکور و جایز? بزرگ رمان آکادمی فرانسه شده است.
شخصیت اصلی این داستان، ضمن این که همه گونه توقعی از زندگی و لذتهای آن دارد، به درستی نمیداند دنبال چه میگردد و این سرگشتگی و دودلیها و تردیدهای هاملتوار، قدرت تصمیم گیری را از او سلب میکند. این باعث میشود، جایی که باید خویشتنداری به خرج دهد، دست به عمل میزند که طبعاً نتیجهی هر دو رفتار هم فاجعهبار است. اما سرانجام او را در سن چهل سالگی، پریشان و سرگردان به حال خود رها میکند.
رمان ییلاق زندگی داستان دختری را روایت میکند که مشکلاتی از زمان جوانیاش دارد و بعد از ازدواج مشکلاتی با همسر خود پیدا میکند. این دختر در یک دایره دوزخی افتاده است که هر قسمت را درست کند جایی دیگر خراب میشود. بر اثر مشکلاتی که همسرش برایش ایجاد کرد: اینکه غیباش زد و خود را مخفی کرد، دختر خانواده را ترک کرد، در حالی که عشقشان عشق پایداری بود. ”