نگاهی اجمالی به کتاب“ اولین لحظهای که در بستر خواب، چشم خود را باز میکنید با چه چیزی مواجه میشوید؟ چه تصاویری را میبینید؟ پنجرهی اتاق؟ چراغ خاموش بالای سرتان؟ یا صفحهی نمایشگر تلفن همراهتان؟ درست در همین لحظات چه افکاری به سراغ شما میآیند؟ هجوم اضطراب کارهای پیش رو یا هیجان آغاز یک روز تازه؟ آیا راهی وجود دارد که با به کار گرفتن آن، از همان نخستین لحظات آغاز روز، کیفیت حال خودتان را تضمین کنید؟ پاسخ این سؤال مثبت است و کلید آن در دستان جول اوستین و ویکتوریا اوستین قرار دارد. آنها در کتاب صوتی هر روز صبح با امید از خواب بلند شو دراینباره نکات و راهبردهای مهمی را با شما به اشتراک میگذارند.
نحوهی شروع روز اغلب تعیین میکند که چه روزی خواهید داشت. اگر صبح از خواب بیدار شوید، در حالی که خوابی آسوده و بیانقباض را پشت سر گذاشتهاید، کیفیت روز شما متفاوت خواهد بود نسبت به وقتی که با افکار منفی از خواب برمیخیزید. با شنیدن این کتاب و استفاده از راهکارهای جول و ویکتوریا اوستین، در هر روز از زندگی خود معجزهای بزرگ را رقم بزنید. ”
نگاهی اجمالی به کتاب“ کلیر ماچت اصلاً انتظار نداشت اولین شب تعطیلاتش را روی برگ درخت و گلولای وسط جنگل بخوابد. قرار بود بعد از یک دوره فشار کاری و خستگی روزانه سروکله زدن با بچهها کمی استراحت کنند و خوش بگذرانند. شاید هم این سفر فرصتی برای بهبود زندگی مشترکش باشد که مدتی است از دست رفته. یک هفته پیادهروی در دل طبیعت با حمام آب داغ بههمراه دو زوج دیگر از دوستانش، چیزی شبیه بهشت بود. اما ماشین وَن کلیر در جادهای متروکه خراب شد. تلفنها آنتن نداشت. این گروه سفری چارهای نداشتند جز اینکه مسیر باقیمانده تا هتل را پیاده بروند. اما آنطور که فکر میکردند کار راحتی نبود. چند ساعت بعد ناامید در دل جنگل گم شدند. هرچه بیشتر در اعماق جنگل راه رفتند اعضای گروه را یکی پس از دیگری از دست دادند. آیا یک حیوان وحشی آنها را شکار میکند؟ آیا کسی میان آنها قاتل است؟ با گذشت زمان، کمکم همهچیز روشن میشود. تنها یکی از زوجها زنده به خانه برمیگردد. ”