بیت کوین، پول آینده

کتاب صوتی

کتاب صوتی بیت کوین، پول آینده

دوستان عزیز ماه آوا

از ابتدای مهرماه سال ۱۴۰۰ خرید محصولات ماه آوا تنها از طریق پلتفرمهای فروش کتاب صوتی امکان پذیر خواهد بود

اثری از

نام اصلی: Bitcoin for beginners

ناشر: کوله پشتی

سال چاپ: 1400

شابک:

دسته بندی: مدیریت

خلاصه:

تمام اسکناس‌هایی که بانک‌های مرکزی سرتاسر دنیا چاپ می‌کنند، ارزهای فیات یا بی‌پشتوانه خطاب می‌شوند، بی‌پشتوانه به این معنا که ارزش این اسکناس‌ها ذاتی نیست و تنها مطیع دستورات یا قوانین دولتی است. برای اینکه یک ارز سرمایه‌ای خوب محسوب شود، باید اطمینان یافت که با آن پول می‌توان فردا، هفته آینده، ماه آینده و سال آینده کم‌وبیش خدمات یا کالاهای مشابه را خرید. به بیانی دیگر، امروز مردم تمایل ندارند اسکناس‌هایشان را زیر تشک‌هایشان مخفی کنند، زیرا می‌دانند پول نقد ذخیره ارزش خوبی نیست و اگر هم این کار را می‌کردند، طولی نمی‌کشید که متوجه می‌شدند قدرت خرید آن پول کاهش یافته و یا حتی بدتر، اسکناس‌ها از گردش خارج شده و دیگر موردپذیرش نیستند.
در نقطه مقابل ارزهای بی‌پشتوانه بیت‌کوینی وجود دارد که هیچ نهاد مرکزی و متمرکزی در ایجاد آن دخیل نبوده است و توسط یک شبکه و با یک نرخ ثابت و قابل‌پیش‌بینی استخراج می‌شود و به همین دلیل خاصیت ضدتورمی دارد. بیت‌کوین به‌عنوان یک سرمایه‌گذاری هدفمند، عملکرد شگفت‌انگیزی از خود به‌جای گذاشته است. هر چیزی که با قیمت صفر شروع شده باشد و اکنون قیمت آن صفر نباشد، یک چیز ارزشمند است. بیت‌کوین سال 2009 با قیمت صفر کارش را آغاز کرد و اکنون بعد از گذشت کمی بیش از ده سال، ده‌ها هزار دلار ارزش دارد.

بشنوید:

هنرمندان:
صدابردار آرش رستمی
تهیه کننده راضیه هاشمی

دیدگاههای کاربران

تعداد دیدگاه: 0

(برای ارسال دیدگاه حتما باید عضو سایت ماه آوا باشید)

تازه‌های ماه‌آوا

معجزه انضباط فردینویسنده: برایان تریسیRating Star
نگاهی اجمالی به کتاب

“ برایان تریسی در کتاب معجزه انضباط فردی به شما کمک می‌کند تا تنبلی و تن‌پروری را کنار بگذارید. او نه اصل برای منظم بودن ارائه می‌دهد و به شما می‌آموزد چگونه با برنامه‌ریزی به فرد با انضباطی تبدیل شوید. کتاب معجزه انضباط فردی (The miracle of Self-Discipline) نخستین بار در سال 2010 به چاپ رسید و به سرعت به یکی از کتاب‌های پرفروش در زمینه خودشناسی تبدیل شد. برایان تریسی (Brian Tracy) در مقدمه‌ی کتابش قول می‌دهد با راهکارهایش شما را منظم‌تر و منضبط‌تر کند. او در ابتدای کتاب حاضر به این موضوع اعتراف می‌کند که هیچ‌گاه فرد باانضباطی نبوده و بعد از درخواست ناشران برای نوشتن این کتاب متوجه نمود بیرونی رفتارش برای دیگران شده است. او در هر بخش از این کتاب یک اصل مهم برای دست یافتن به انضباط را شرح می‌دهد. در اولین بخش و در واقع اولین اصل درباره درست فکر کردن توضیح می‌دهد. به اعتقاد او اغلب مردم به هیچ عنوان فکر نمی‌کنند به طوری که می‌توان گفت هر کار دیگری برایشان راحت‌تر از فکر کردن است. او می‌گوید اگر می‌خواهید کاری که انجام می‌دهید از اثرگذاری خوبی برخوردار باشد، باید تفکر درستی پشت آن قرار گیرد تا کیفیت خوبی را دریافت کنید. ”

خاطره‌های پراکندهنویسنده: گلی ترقیRating Star
نگاهی اجمالی به کتاب

“ کتاب خاطره‌های پراکنده نوشته‌ی گلی ترقی است. او در این کتاب، هشت داستان کوتاه را کنار هم قرار داده که عنوان داستان‌ها از این قرار است: «اتوبوس شمیران»، «دوست کوچک»، «خانه‌ی مادربزرگ»، «پدر»، «خدمتکار»، «مادام گُرگِه»، «خانه‌ای در آسمان» و «عادت‌های غریب آقای الف در غربت». با توجه به‌عنوان کتاب، شاید نویسنده در نگارش این داستان‌ها از خاطرات کودکی‌اش متأثر باشد و شاید اصلاً بخشی از خاطراتش را عیناً در این کتاب نقل کرده باشد. در داستان «دوست کوچک» قصه‌ی دو دختربچه را می‌خوانیم که با هم پیمان خواهری بسته‌اند؛ اما پیدا شدن سر و کله‌ی یک دوست سوم همه‌چیز را به هم می‌ریزد. در بخشی از این داستان آمده است: «تابستان هزار و نهصد و هشتاد و چهار؛ ساحل مدیترانه پوشیده از آدم است. جا برای تکان خوردن نیست. به خاطر بچه‌ها تن به این سفر داده‌ام و از آمدن پشیمانم. دریای فیروزه‌ای کثیف و خاکستری است و هوا، مرطوب و داغ، روی تن سنگینی می‌کند. کتابم را می‌بندم و به مردمی که دور و برم هستند نگاه می‌کنم و نگاهم بی‌تفاوت از روی بدن‌ها می‌گذرد، دور می‌زند، برمی‌گردد و روی صورتی نیمه‌آشنا می‌ماند. نزدیک به من، زنی تنها، که سن و سال مرا دارد، روی ماسه‌ها دراز کشیده است و حسی غریب بِهِم می‌گوید که من این زن را می‌شناسم. فکرهایم درهم می‌شود و ته سرم، خاطره‌هایی مغشوش، مثل کرم‌های شبتاب، برق برق می‌زنند. رویم را برمی‌گردانم اما حواسم پیش اوست. ناراحتم و دلم می‌خواهد جایم را عوض کنم. بچه‌ها را صدا می‌زنم. عینک آفتابیش را برمی‌دارد و توی کیفش دنبال چیزی می‌گردد. سرش را بالا می‌گیرد. می‌نشیند. رویش را می‌چرخاند و یک آن، به من خیره می‌شود؛ از چشم‌هایش است که او را می‌شناسم؛ از آن دو تا دایره‌ی درشت آبی که هنوز هم مثل روزهای کودکی ته دلم را می‌لرزاند.» ”

Local Business Directory, Search Engine Submission & SEO Tools