مراقبه

کتاب صوتی

کتاب صوتی مراقبه

دوستان عزیز ماه آوا

از ابتدای مهرماه سال ۱۴۰۰ خرید محصولات ماه آوا تنها از طریق پلتفرمهای فروش کتاب صوتی امکان پذیر خواهد بود

اثری از
نویسنده وین دایر
برگردان سیما فرجی

نام اصلی:

ناشر: نشر نسل نواندیش

سال چاپ:

شابک:

دسته بندی: روانشناسی

خلاصه:

مشکلات کاری، درگیری‌های خانوادگی، هزاران فکر مهم یا غیرمهمی که در طول روز به ذهنمان هجوم می‌آورند، به‌علاوه‌ی نگرانی‌هایی بی‌مورد که درباره‌ی هر مسئله‌ی کوچک و بزرگی داریم، همگی باعث می‌شوند مغزمان به جهان آشفته‌ای از فکرهای درهم‌وبرهم بدل شود. خب، نه می‌توانیم کارمان را کنار بگذاریم و نه این امکان را داریم که قید خانواده و اطرافیان را بزنیم. بااین‌اوصاف چه باید کرد؟ پاسخ در یک کلمه است: مدیتیشن یا مراقبه! این روش به ما کمک می‌کند برای چند دقیقه هم که شده به ذهنمان استراحت بدهیم، سازوکار بدنمان را تحت کنترل بگیریم، تمرکز کنیم و به جای دست‌و‌پا زدن‌های بیهوده، در دریایی از آرامش و آگاهی شناور شویم. تمام این‌ها وسوسه‌برانگیز است اما خیلی از ما با وجود تمایل به انجام مدیتیشن، به خاطر عدم اطلاع از چندوچون آن اصلاً به سراغش نمی‌رویم. خبر خوب اینکه وین دایر در کتاب صوتی مراقبه هر آنچه از آداب و رسوم مدیتیشن باید بدانید، به شما می‌آموزد.

بشنوید:

هنرمندان:

مدت زمان اثر: 1 ساعت و 38 دقیقه

...

...

دیدگاههای کاربران

تعداد دیدگاه: 0

(برای ارسال دیدگاه حتما باید عضو سایت ماه آوا باشید)

کتاب صوتی قدرت قدرت

راندا برن

کتاب صوتی صراحت بیان صراحت بیان

جودی مورفی

کتاب صوتی وابی سابی وابی سابی

نوبوئو سوزوکی

کتاب صوتی درد عشق درد عشق

لودرو رینزلر

کتاب صوتی قهرمان قهرمان

راندا برن

تازه‌های ماه‌آوا

اعتماد به نفس به زبان سادهنویسنده: برینلی پلاتزRating Star
نگاهی اجمالی به کتاب

“ اعتماد به نفس فقط احساسی درونی نیست، بلکه یکی از ارکان رسیدن به موفقیت در زندگی است. در کتاب اعتماد به نفس به زبان ساده با ابراز و روش هایی آشنا می شوید تا بر احساس ناامنی خود غلبه کنید و می آموزید در زندگی، محیط کار و حتی روابط عاشقانه چگونه با اعتماد به نفس بیشتری ظاهر شوید. ”

کلاغی که با خدا حرف زدنویسنده: کریستوفر فاسترRating Star
نگاهی اجمالی به کتاب

“ شب به زودی سراسر جنگل را فرا گرفت. قورباغه‌های برکه آواز جمعی خود را شروع کردند. چند زاغچه مدت کوتاهی روی درخت مجاور با هم مشاجره کردند. جغدی در فاصله‌ای دوردست می‌خواند. از دور صدای گرگ می‌آمد. آخرین فکر سام، وقتی به خواب فرو می‌رفت، این بود که هنوز برای جوجه‌هایشان اسم انتخاب نکرده‌اند. با خود گفت: «باید فردا صبح در این باره صحبت کنیم.» پلک‌های سام به آرامی بسته شدند و او کلاغ‌وار تبسم کرد، همان لحظه اسمی از خاطرش گذاشت؛ اسمی برای آن جوجه‌ای که باعث افکار گوناگون، پیش‌بینی و هیجان او شده بود. جآشوا. او را جآشوا می‌خواندند، و این نام پدربزرگ سام و همسر اسمرالدا بود. جآشوا نام خوبی برای قهرمان بود، مگر نه؟ ”

Local Business Directory, Search Engine Submission & SEO Tools