عین عاشقی

کتاب صوتی

کتاب صوتی عین عاشقی

دوستان عزیز ماه آوا

از ابتدای مهرماه سال ۱۴۰۰ خرید محصولات ماه آوا تنها از طریق پلتفرمهای فروش کتاب صوتی امکان پذیر خواهد بود

اثری از

نام اصلی:

ناشر: نشر ویدا

سال چاپ: 1399

شابک:

خلاصه:

ما محتاج رعایتیم انگار، چه وقتی معشوقیم و کسی دوستمان می‌دارد، چه وقتی عاشقیم و کسی را دوست می‌داریم. ما، همین ما که می‌توانیم در این آشفته‌بازار فروش عشق‌‌های یک‌بارمصرف در رنگ‌ها و اندازه‌ها و مدل‌های گوناگون، با یک پیامک سر‌و‌ته یک رابطه را هم بیاوریم یا کهنه‌ای را نو کنیم، دلمان رعایت می‌خواهد؛ رعایت شدن، رعایت کردن.
رعایت، همان چیزی است که ما توی زندگی‌هامان گمش کرده‌ایم. همان که گم‌شدنش گلدان‌هایمان، آدم‌هایمان، عشق‌هایمان را خشکانده‌است

بشنوید:

هنرمندان:
صدابردار سروش اعتصامی
تهیه کننده راضیه هاشمی

مدت زمان اثر: 4 ساعت و 7 دقیقه

...

...

دیدگاههای کاربران

تعداد دیدگاه: 0

(برای ارسال دیدگاه حتما باید عضو سایت ماه آوا باشید)

تازه‌های ماه‌آوا

نگاهی اجمالی به کتاب

“ این شماره کتاب شنبه پرونده روانکاوی و تاثیراتی‌ست که از ادبیات گرفته یا بر نویسندگان گذاشته. زندگی چند روانکاو مهم را بررسی کردیم و بعد آشفته‌حالی و ذهن پیچیده هنرمندان و نویسنده‌ها را کاویدیم تا ببینیم رمان‌ها و داستان‌هایشان چگونه شکل گرفته‌اند. در بخش نامه‌ها به سراغ نامه‌های سیمین و جلال رفتیم و طبق روال هر شماره، می‌توانید یک داستان کوتاه و این بار از مجموعه درخشان آنتون چخوف بشنوید. ادبیات لذتی بی‌پایان، خانه‌ای برای آرام گرفتن و‌ دریچه‌ای برای تفکر است. همراه روایت‌ها و داستان‌های این شماره ما باشید. ”

راز پرونده مختومهنویسنده: آگاتا کریستیRating Star
نگاهی اجمالی به کتاب

“ در این رمان صوتی، پوارو را می‌بینیم که چون خونسردانه و با خشن‌ترین و بی‌رحم‌ترین تبهکاران و جنایتکاران دست‌وپنجه نرم کرده بود، به خودش مغرور و مطمئن می‌شود. او در مقایسه با بسیاری از مردان تنومند، قوی و ورزیده‌دل، جرئت بیش‌تری دارد و در این مورد به‌خصوص، خودش را از خیلی‌ها برتر می‌داند، ولی حتی در زندگی آدم‌های شجاع و بی‌باکی مثل هرکول پوارو نیز لحظاتی وجود دارد که عجز و ناتوانی، سرتاپای وجود آن‌ها را فرا می‌گیرد. پوارو، در این رمان، در مطب آقای دکتر مورلی، یکی از سرشناس‌ترین دندانپزشکان لندن که جثه و هیکلش شاید نصف هرکول پوارو هم نمی‌شد، حس می‌کرد پاهایش آن‌قدر ضعیف شده که به‌سختی می‌تواند هیکلش را تحمل کند. او نگاهی به صندلی دندانپزشکی انداخت و بدنش به لرزه درآمد؛ گویی به صندلی اعدام خیره شده باشد. پوارو مانند مرده‌ای متحرک به طرف آن صندلی روان شد. هرکول پوارو، قهرمان شکست‌ناپذیر مبارزه با تبهکاران، از صندلی بی‌جان و بی‌تحرک دندانپزشکی می‌ترسید؛ خیلی هم می‌ترسید. ”

Local Business Directory, Search Engine Submission & SEO Tools