بله و نه

کتاب صوتی

کتاب صوتی بله و نه

دوستان عزیز ماه آوا

از ابتدای مهرماه سال ۱۴۰۰ خرید محصولات ماه آوا تنها از طریق پلتفرمهای فروش کتاب صوتی امکان پذیر خواهد بود

اثری از

سری نمایش نامه-انگلستان 89

نام اصلی: Yes and No

ناشر: نشر چشمه

سال چاپ: 1380

شابک:

978-622-6386-48-7

دسته بندی: نمایش/ اجتماعی/ هنری

خلاصه:

بازیگر جوانی برای گرفتن نقش کوچکی در تئاتر نزد کارگردان صاحب نام و پرمدعایی می رود.کارگردان درباره نقش بازیگر برای او تحلیل های مبسوطی می کند در حالی که براساس متن نمایش،دیالوگ های بازیگر صرفا /بله ونه/می باشد.

بشنوید:

هنرمندان:
صدابردار صنم کجوئی
ادیتور صنم کجوئی
انتخاب موسیقی رضا عمرانی
کارگردان رضا عمرانی
تهیه کننده راضیه هاشمی

تاریخ تولید اثر: مردادماه 1396

مدت زمان اثر: 31 دقیقه

در این نمایش صوتی جذاب هر دو نقش اصلی مقابل هم قرار می گیرند، توسط یک بازیگر اجرا شده است.ویژگی دیگر اجرا ، اضافه شدن فضا سازی لازم در ابتدا ی متن می باشد که در متن صحنه ای وجود نداشته است.

...

...

دیدگاههای کاربران

تعداد دیدگاه: 0

(برای ارسال دیدگاه حتما باید عضو سایت ماه آوا باشید)

تازه‌های ماه‌آوا

وارکرفت: شب اژدهانویسنده: ریچارد ای ناکRating Star
نگاهی اجمالی به کتاب

“ از سال‌های اشک و خون آزروث یادگارهای فراوانی بر جا مانده که گریم باتول، از شوم‌ترین آن‌هاست. این مکان نحس بعد از تراژدی‌های وحشتناکش چیزی بیش از بنایی شوم نبود، اما اهریمنان تخم شرارتی عظیم را در آن‌جا کاشته بودند که بوی متعنفش مشام هر خردمندی را می‌آزرد... . کتاب صوتی وارکرفت: شب اژدها نوشته‌ی ریچارد ای. ناک نیز شرح همین وقایع است، یکی از نفس‌گیرترین و دهشت‌بارترین فجایع آزروث. گریم باتول مکانی است که فرزندانِ الکسترزا، اسیر اورک‌های پست شده بودند. روشی که این نژاد پست از اژدهایان برای اهداف شومشان استفاده می‌کردند مشمئزکننده بود؛ برترین موجودات آزروث مانند حیوانی رام به اورک‌ها خوش‌خدمتی می‌کردند، بی‌اراده مطیع آن‌ها بودند و گاه بلای جان هم‌نوعان خود می‌شدند... . اگرچه در نهایت گروهی متشکل از الف‌ها و جادوگران اژدهایان را آزاد کردند، اما گاه خبرهایی شوم از این کوه نفرین شده به گوش می‌رسید که اگر کراسوس را نادیده بگیریم، هیچ‌کس را نگران نمی‌ساخت. ”

و چشم‌هایش کهربایی بودنویسنده: مهری بهرامیRating Star
نگاهی اجمالی به کتاب

“ و چشم‌هایش کهربایی بود رمانی است که از دریچه‌ای نو و با دیدی خلاقانه به تقابل میان «هستی و نیستی» می‌پردازد. رمانی که راویانش یگانه و منحصربه‌فردند. تسبیح میان دستان هاشم، چادر مشکی زهره، موازییک‌های کف حیاط، انگشتر و جنینی که از زهدان مادر رانده شده، هر یک به تنهایی جهانی تکان‌دهنده را به تصویر می‌کشند و روایتگر ترس‌ها، تشویش‌ها، آرزوها و ناکامی‌های آدم‌های درون داستان‌اند... . در قسمتی از این کتاب می‌خوانیم: از همین‌جا پیداست و می‌بینمش زن چشم عسلی را. خودش است، مثل همیشه کتابی در دست دارد و پشت به ما ایستاده است کنار درخت. تا برسیم نزدیک، همان‌طور که توی هوا می‌چرخم زن هم می‌چرخد انگار و درخت هم وارونه می‌شود. چقدر قد کشیده است این درخت. چرخ که می‌زنم. درختِ وارونه ریشه‌هایش توی هوا می‌ماند. سه هزار و بیست و سه سال پیش است انگار و من می‌خواهم از ریشه‌ها خودم را برسانم به تنه درخت. خودم را برسانم به یک زخم عمیق. هاشم مکث می‌کند دیگر نمی‌چرخاندم، شاید یادش افتاده که نخم نازک شده است. درخت می‌ماند همان‌جا و زن چشم عسلی هم. زن رو برمی‌گرداند و انعکاس رنگ مهره‌هام توی عسلی چشم‌هاش بی‌قرارم می‌کند... . ”

Local Business Directory, Search Engine Submission & SEO Tools