نگاهی اجمالی به کتاب“ اندک کتابهایی هستند که بتوانند زندگی شما را متحول کنند و این یکی از آنهاست.
راهبی که فراری اش را فروخت داستانی الهام بخش است که برای دستیابی به زندگی سرشار از توازن، وفور و لذت، دستورالعمل هایی گام به گام با رویکردی نو ارائه می دهد. روایتی است از زندگی وکیلی به نام جولیان منتل که تصمیم می گیرد بحران های روحی اش را مهار کند و زندگی نامتوازنش را سامان بخشد. ”
نگاهی اجمالی به کتاب“ میتوان حدس زد که گرتا در لحظه اصابت شلیک گلوله در کجای سِن قرار داشته و فاصلهاش با تفنگ اتللو یا آقای رازمیک هوانسیان چقدر بوده است. با توجه به همان زاویه? 65 درجه و فاصله? 50 سانتیمتری میان اتللو و دزدمونا، قاتل و مقتول در فاصله? نسبتا نزدیکی از یکدیگر قرار گرفته بودند و حتی برای لحظاتی هم به یکدیگر خیره شدهاند. به گفته? تماشاگران ردیفهای آخر، لحظهای که اتللو قصد داشته تا با شلیک گلولهای به زندگی دزدمونا و بعداً خودش خاتمه بدهد چندینبار با انزجاری که چندان هم درماتیک نبوده سرش را تکان داده و با حالت انترسانی به تماشاگران سالن نگاه کرده و با صدای بلندی فریاد زده است: «وقتی از من مینویسید بگویید که سخت اما بد دوست میداشت.» ”