نگاهی اجمالی به کتاب“ دیوید جرولد تمام داستان را در قالب دوم شخص مینویسد، بدون آنکه خواننده را بهطور مستقیم در جریان موضوع بگذارد. نکته دیگر اینکه در این اثر، قهرمان یا نقش اول ندارد.خواننده از همان ابتدا دچار تناقضاتی میشود و بهطور ناخودآگاه وادار میشود جای خالی موجود در شیوهی روایی داستان را پر کند و به این ترتیب او که در عمل انجام شده قرارا گرفته، هم به جای راوی و هم به جای قهرمان داستان ناگزیر از ایفای نقش میشود. ”
نگاهی اجمالی به کتاب“ لنور خود را برای گذراندن یک آخر هفتهی دیگر آماده میکند.همسرش جورج خیلی اهل مراوده و معاشرت با مهمانان است و هر آخر هفته به اصرار جورج ، آنها میزبان دوستان و دانشجویان سابق جورج هستند.این آخر هفتهها چندان مطابق میل لنور نیستند، چرا که به دلیل زیادهروی جورج ، لنور ناچار است در طول هفته بدخلقیهای او را تحمل کند و مهمتر از همه این است که لنور خبر دارد در غیاب او و برای خوشامد مهمانانش تحقیرش میکند.با همه ی اینها لنور صبورانه برای حفظ این رابطه تلاش میکند. ”