نگاهی اجمالی به کتاب“ وقت آن رسیده که با «کلید کاربردی قانون جذب» سنگینترین و سختترین دروازههای زندگیتان را باز کنید. «جک کانفیلد» در این کتاب کوچک، توانسته جادوی جذب و راز پنهان در جریان هستی را با سادهترین روشها و توصیهها نشان دهد. با او همراه شوید و در مسیری زیبا و بدون زحمت، به بزرگترین و رویاییترین خواستههای زندگی خود برسید.
خیلی از مردم، قانون جذب را با نامِ آشنای «راز» میشناسند. با این حال این مفهوم خیلی ریشهدارتر از داستان راز یا حرفهای تازهی روانشناسان است. این قانون چندین هزار سال بخش جدانشدنی زندگی مردم هر عصری بوده است. کنفیلد بیش از سی سال است که همراه با افراد بیشماری این اصل را تدریس میکند. با پخش فیلم راز و حضور خیلی از مربیان، از جمله خودِ کانفیلد، در برنامههای تلویزیونی، آگاهی از قانون جذب به شکل بخشی از یک جریان فرهنگی درآمده است. کانفیلد این کتاب را نوشته تا از طریق آن و درک بهتر کارایی قانون جذب در زندگی، بتوانید به درک بهتری از این که اصلا چه کسانی هستیم و اینجا چکار میکنیم، برسید. این کتاب یک راهنمای کوچک است که مثل یک کلید میتواند دروازههای آینده را به روی هر کسی باز کند. قصد نویسنده از نوشتن این کتاب این است که با خواندن آن بتوانید زندگی مورد علاقهی خود را خلق کنید و با استفاده از ابزارها، راهکارها و مفاهیم اساسیِ نهفته در آن، توانمند شوید. ”
نگاهی اجمالی به کتاب“ نویسنده در این کتاب بیست پرسش را انتخاب کرده که اغلب به ذهن مردان، زنان و کودکان متفکر خطور میکند. این پرسشها به نظر میرسد به طور طبیعی و از طریق تفکر ایجاد میشوند. فلسفه بر خلاف دیگر رشتههای تحصیلی به جای پاسخ دادن، پرسشبرانگیزند. پرسشهایی که در وهله اول شاید ساده به نظر برسند ولی پس از تفکر درباره آن به سوالات کوچکتری تجزیه میشوند. مثلاً ما میپرسیم چرا باید طبق اخلاقیات زندگی کنیم یا معنی زندگی چیست؟ گویی که پاسخ را همین نزدیکیها میتوان یافت ولی جالب است بدانیم این پرسشها در برگیرنده پرسشهای ریز و درشت دیگری هم هستند. چرا باید در این مورد یا در آن مناسبت خاص یا در مواجهه با این یا آن وسوسه، اخلاقی رفتار کنیم؟ درباره مردم و منافعشان واقعاً چه باید کرد؟ پاسخ یکی نیست و در شرایط مختلف متفاوت است و درک این موضوع نوعی پیشرفت است. در پرسشهای دیگر چه بسا تلههای مختلفی پنهان باشد. این پرسش مثال خوبی است: چرا به جای این که چیزی نباشد، چیزی هست؟ این یکی از پرسشهای زیربنایی فلسفه و عمیقترین پرسشی به نظر میرسد که میتوان پرسید ولی شاید عمق آن و جذبهای که ایجاد میکند دست پرورده حقهای منطقی باشد که لاینحل بودنش را تضمین میکند. لذا نویسنده تلاش کرده خواننده را با پرسشها یا چیزهایی که گفته شده و با نقاط ضعف و پیچیدگیهای آنها آشنا کند. ”