همه چیز به فنا رفته

کتاب صوتی

کتاب صوتی همه چیز به فنا رفته

دوستان عزیز ماه آوا

از ابتدای مهرماه سال ۱۴۰۰ خرید محصولات ماه آوا تنها از طریق پلتفرمهای فروش کتاب صوتی امکان پذیر خواهد بود

اثری از
نویسنده مارک منسن
برگردان فاطمه بلدی

کتابی درباره امید

نام اصلی: Everything Is F*cked

ناشر: کوله پشتی

سال چاپ: 1399

شابک:

خلاصه:

کتاب همه چیز به فنا رفته، کتابی درباره امید نوشته‌ی مارک منسون از عناوین پرفروش نیویورک تایمز، اضطراب‌ها، پریشانی‌ها و دلواپسی‌هایی را به تصویر می‌کشد که در لایه لایه زندگی‌مان نفوذ کرده و هیچ راه فراری از آن‌ها وجود ندارد.
اگر به دنبال کتابی هستید که بعد از خواندن آن تغییرات زیادی در افکار و حالات روحیتان رخ دهد و از زمانیکه آن را مطالعه کردید احساس رضایت عمیقی در شما ایجاد شود؛ کتاب همه چیز به فنا رفته: کتابی درباره امید را انتخاب کنید.
احساسی که بعد از خواندن این کتاب در شما ایجاد می‌شود، شبیه حسی است که پس از دیدن یک فیلم خوب دارید با این تفاوت که بعد از خواندن این کتاب، تفکرات و دیدگاه شما به طور کل تغییر می‌کند و تحولی عظیم در زندگیتان رخ می‌دهد.
مارک منسون در این کتاب با حس شوخ‌طبعی لطیف خود سعی دارد به جای مطرح کردن نتیجه‌گیری و پاسخ‌های قطعی و متعصبانه، سؤالات صحیحی را برای شما ارائه نماید و نتیجه‌گیری را بر عهده خودتان بگذارد. اینکه آیا بدون داشتن امید، می‌توان زندگی کرد؟ چطور داشتن امید می‌تواند زندگیمان را در مسیری صحیح قرار دهد و از ما انسان‌های بهتری بسازد؟
تمام پیش‌فرض‌های کتاب همه چیز به فنا رفته، مطابق مطالعات و مشاهدات علمی و تفکرات متفکران بزرگ تاریخ است. بدون شک یکی از علت‌های اصلی موفقیت کتاب‌های مارک منسون، همین دقت نظر و توجه به شعور شما به عنوان مخاطب است که منجر شده اولین کتابش به عنوان پرفروش‌ترین آثار جهان شناخته شود.

بشنوید:

هنرمندان:
صدابرداری و میکس سروش اعتصامی
تهیه کننده راضیه هاشمی

مدت زمان اثر: 10 ساعت و 12 دقیقه

...

...

دیدگاههای کاربران

تعداد دیدگاه: 0

(برای ارسال دیدگاه حتما باید عضو سایت ماه آوا باشید)

کتاب صوتی قدرت قدرت

راندا برن

کتاب صوتی صراحت بیان صراحت بیان

جودی مورفی

کتاب صوتی وابی سابی وابی سابی

نوبوئو سوزوکی

کتاب صوتی درد عشق درد عشق

لودرو رینزلر

کتاب صوتی قهرمان قهرمان

راندا برن

تازه‌های ماه‌آوا

دختر رهبر سیرکنویسنده: یوستین گوردرRating Star
نگاهی اجمالی به کتاب

“ گوردر در این کتاب همانند سایر آثار خود می‌کوشد تا مسائلی عمیق و فلسفی را در قالب یک داستان ساده و گیرا ارائه دهد اما تفاوت اصلی دختر رهبر سیرک با کتاب‌های دیگر گوردر مانور کمتر آن بر فلسفه است. نویسنده کتاب معروف «دنیای سوفی» این بار حکایتی از خاطرات دختری را بازگو می‌کند که سودای ثروت اندوزی در سر دارد: «تصمیم گرفته‌ام همه چیز را بازگو کنم. می‌نویسم تا خودم را بهتر بشناسم. تلاش می‌کنم تا حد ممکن روراست باشم. البته این بدین معنی نیست که من قابل اعتماد هستم. کسی که با هر آنچه در باره زندگی خویش می‌نویسد، می‌تواند خود را قابل اعتماد جا بزند، قاعدتاً حتی پیش از آن که عازم آن سفر دریایی پر مخاطره شده باشد، کشتی اش به گل نشسته و خود را به کشتن داده است.» پدرم را فقط روزهای یکشنبه می‌دیدم. ما به سیرک می‌رفتیم. سیرک بد نبود، اما وقتی به خانه برمی‌گشتیم برای خودم نقشه تهیه سیرک بهتری را می‌کشیدم. آن موقع هنوز نوشتن بلد نبودم و نقشه سیرک مورد علاقه‌ام را در ذهنم می‌پروراندم. در این قسمت هیچ مشکلی نبود من خود سیرک را هم در ذهنم مجسم می‌کردم که البته فقط شامل چادر بزرگ سیرک و صندلی‌ها نمی‌شد، تمام حیوانات و دست اندرکاران اجرای برنامه را نیز مجسم می‌کردم که چون نقاشی‌ام خوب نبود، کار سختی بود. خیلی زود و پیش از شروع مدرسه، نقاشی کشیدن را کنار گذاشتم. ”

و چشم‌هایش کهربایی بودنویسنده: مهری بهرامیRating Star
نگاهی اجمالی به کتاب

“ و چشم‌هایش کهربایی بود رمانی است که از دریچه‌ای نو و با دیدی خلاقانه به تقابل میان «هستی و نیستی» می‌پردازد. رمانی که راویانش یگانه و منحصربه‌فردند. تسبیح میان دستان هاشم، چادر مشکی زهره، موازییک‌های کف حیاط، انگشتر و جنینی که از زهدان مادر رانده شده، هر یک به تنهایی جهانی تکان‌دهنده را به تصویر می‌کشند و روایتگر ترس‌ها، تشویش‌ها، آرزوها و ناکامی‌های آدم‌های درون داستان‌اند... . در قسمتی از این کتاب می‌خوانیم: از همین‌جا پیداست و می‌بینمش زن چشم عسلی را. خودش است، مثل همیشه کتابی در دست دارد و پشت به ما ایستاده است کنار درخت. تا برسیم نزدیک، همان‌طور که توی هوا می‌چرخم زن هم می‌چرخد انگار و درخت هم وارونه می‌شود. چقدر قد کشیده است این درخت. چرخ که می‌زنم. درختِ وارونه ریشه‌هایش توی هوا می‌ماند. سه هزار و بیست و سه سال پیش است انگار و من می‌خواهم از ریشه‌ها خودم را برسانم به تنه درخت. خودم را برسانم به یک زخم عمیق. هاشم مکث می‌کند دیگر نمی‌چرخاندم، شاید یادش افتاده که نخم نازک شده است. درخت می‌ماند همان‌جا و زن چشم عسلی هم. زن رو برمی‌گرداند و انعکاس رنگ مهره‌هام توی عسلی چشم‌هاش بی‌قرارم می‌کند... . ”

Local Business Directory, Search Engine Submission & SEO Tools