بازگشت شازده پسر

کتاب صوتی

کتاب صوتی بازگشت شازده پسر

دوستان عزیز ماه آوا

از ابتدای مهرماه سال ۱۴۰۰ خرید محصولات ماه آوا تنها از طریق پلتفرمهای فروش کتاب صوتی امکان پذیر خواهد بود

اثری از
برگردان حامد رحیمی

شازده کوچولو برای ماجراجویی جذاب دیگری، دوباره به زمین بازمی‌گردد.

نام اصلی:

ناشر: کوله پشتی

سال چاپ:

شابک:

978-622-7064-73-5

خلاصه:

شازده کوچولو برای ماجراجویی جذاب دیگری، دوباره به زمین باز می‌گردد.
کمتر داستانی مثل شازده کوچولو به صورت گسترده خوانده شده و تسلی بخش کوچک و بزرگ بوده است. اما حتی شاهزاده ها‌‌ی سیاره‌های بسیار دور هم، عاقبت روزی بزرگ می‌شوند. شازده_پسر که دیگر در سیارکش خوشحال نیست، بار دیگر از آن خارج می‌شود تا جهان را کاوش کند. در نتیجه سفر به‌ یاد ماندنیِ دیگری را به درون رازها و لذت‌های زیستن در زندگیِ معنادار آغاز می‌کند.
این کتاب حکایتی دلربا برای تمامی سنین است، از کوچک تا بزرگ. دنبال? این کلاسیکِ بی‌نظیر و محبوب همه، به ما یادآوری می‌کند که چه چیزهایی انسان حقیقی را می‌سازد و در همان‌حال جشنی باشکوه برای زندگی با هم? حکمت‌ها، زیبایی‌ها و شگفتی هایش به راه می‌اندازد.

بشنوید:

هنرمندان:
صدابرداری و میکس صنم کجوئی
انتخاب موسیقی صنم کجوئی
تهیه کننده راضیه هاشمی

تاریخ تولید اثر: مهرماه 98

مدت زمان اثر: 3 ساعت

...

...

دیدگاههای کاربران

تعداد دیدگاه: 0

(برای ارسال دیدگاه حتما باید عضو سایت ماه آوا باشید)

تازه‌های ماه‌آوا

عشق ورای ایماننویسنده: پائولو کوئیلوRating Star
نگاهی اجمالی به کتاب

“ کتاب عشق ورای ایمان موعظه‌ای است از زبانِ هنری دراموند اسکاتلندی که جهان را از برای یافتن معنای زندگی درنوردید و طولی نکشید که به دل دانست پاسخ سوالش همین‌جا در گوشه‌ی قلبش نهفته است. او زندگی خود را وقف تدریس علوم طبیعی در گلاسکو کرد، اما همواره برای جمعیت‌های کوچک مشتاق از عشق و بزرگداشت این ودیعه‌ی تابان می‌گفت. ”

برگشتی در کار نیستنویسنده: اریک بردولRating Star
نگاهی اجمالی به کتاب

“ خانواده فارستر پسر بزرگشان را در جنگ از دست داده‌اند و به همین مناسبت "آن فارستر" ( مادر خانواده) هر سال در روز تولد پسرش شمعی پای قاب عکس او روشن می‌کند تا خاطره اش را زنده نگه دارد. جودیت و جرالد دو فرزند دیگر این خانواده هستند که خاطره چندانی از برادر از دست رفته شان ندارند. در یک غروب تابستانی که جودیت و جرالد از بازی تنیس برگشته‌اند با مرد غریبه نابینایی در خانه‌شان مواجه می‌شوند که به دلیل صدمات جنگ حافظه اش را از دست داده و سال ها در آسایشگاه بستری بوده است. در حالی که جرالد قصد دارد غریبه را از خانه بیرون کند، جودیت طی گفتگوی کوتاهی با غریبه احساس خوشایندی نسبت به او پیدا می‌کند. به خصوص که غریبه شباهت‌هایی با قاب عکس روی طاقچه نیز دارد. ”

Local Business Directory, Search Engine Submission & SEO Tools