همسایه ها

کتاب صوتی

کتاب صوتی همسایه ها

دوستان عزیز ماه آوا

از ابتدای مهرماه سال ۱۴۰۰ خرید محصولات ماه آوا تنها از طریق پلتفرمهای فروش کتاب صوتی امکان پذیر خواهد بود

اثری از

نام اصلی:

ناشر: نشر نگاه

سال چاپ:

شابک:

978-622-7064-59-9

خلاصه:

چه زیباست زنده بودن و شکوفه دادن. چه دلپذیر است که در همسایگی ات چهره های مهربان را ببینی و دوستان به سراغت بیایند. اگر چنین باشد هر روز مثل روز عید است.

بشنوید:

هنرمندان:
تهیه کننده راضیه هاشمی
صدابرداری و میکس آرش رستمی

تاریخ تولید اثر: 1397

مدت زمان اثر: 35 دقیقه

...

...

دیدگاههای کاربران

تعداد دیدگاه: 0

(برای ارسال دیدگاه حتما باید عضو سایت ماه آوا باشید)

تازه‌های ماه‌آوا

نگاهی اجمالی به کتاب

“ آیا جنگ میان نژادها هرگز پایان می‌یابد؟ کتاب صوتی وارکرفت - جاینا پرادمور: امواج جنگ نوشته‌ی کریستی گلدن وقایع جهان خیالی آزروث را بعد از شکست لژیون سوزان پی می‌گیرد. رهبران اقوام و نژادهای مختلف سعی دارند وزنه‌ی قدرت را به نفع خویش سنگین کنند؛ گویی تجربه‌ی خونین لشکرکشی دشمن را از یاد برده‌اند. اما عده‌ی اندکی دغدغه‌ی حفظ آرامش نویافته را دارند و جاینا پرادمور، دختر ادمیرال یکی از آن‌هاست. جاینا را اولین‌بار در کتاب آرتاس، جلد قبلی مجموعه وارکرفت ملاقات کردیم. او و آرتاس دوستان سال‌های کودکی بودند که به عشاق تبدیل شدند، اما تباهی شاهزاده‌ی جوان رشته‌ی محبت میانشان را از هم گسست. امید سرزمین‌های مورد تهاجم بعد از تسلیم در برابر لیچ‌کینگ به شری گریزناپذیر بدل شد و این اتفاق جاینا را دلشکسته باقی گذاشت.... اما دختر جوان تصمیم گرفت فقدان محبوب را به‌عنوان انگیزه‌ای برای تغییر اوضاع به کار بگیرد. او به‌خوبی از این واقعیت آگاه بود که همکاری میان نژادها تنها چاره‌ی نجات دنیا از چنگال اهریمنان است پس تمام قوایش را برای ایجاد تعادل به کار گرفت. ”

کلاغی که با خدا حرف زدنویسنده: کریستوفر فاسترRating Star
نگاهی اجمالی به کتاب

“ شب به زودی سراسر جنگل را فرا گرفت. قورباغه‌های برکه آواز جمعی خود را شروع کردند. چند زاغچه مدت کوتاهی روی درخت مجاور با هم مشاجره کردند. جغدی در فاصله‌ای دوردست می‌خواند. از دور صدای گرگ می‌آمد. آخرین فکر سام، وقتی به خواب فرو می‌رفت، این بود که هنوز برای جوجه‌هایشان اسم انتخاب نکرده‌اند. با خود گفت: «باید فردا صبح در این باره صحبت کنیم.» پلک‌های سام به آرامی بسته شدند و او کلاغ‌وار تبسم کرد، همان لحظه اسمی از خاطرش گذاشت؛ اسمی برای آن جوجه‌ای که باعث افکار گوناگون، پیش‌بینی و هیجان او شده بود. جآشوا. او را جآشوا می‌خواندند، و این نام پدربزرگ سام و همسر اسمرالدا بود. جآشوا نام خوبی برای قهرمان بود، مگر نه؟ ”

Local Business Directory, Search Engine Submission & SEO Tools