ذن

کتاب صوتی

کتاب صوتی ذن

دوستان عزیز ماه آوا

از ابتدای مهرماه سال ۱۴۰۰ خرید محصولات ماه آوا تنها از طریق پلتفرمهای فروش کتاب صوتی امکان پذیر خواهد بود

اثری از
برگردان گلی نژادی

هنر ساده زیستن

نام اصلی:

ناشر: نشر ثالث

سال چاپ: 1398

شابک:

دسته بندی: مدیریت/ روانشناسی

خلاصه:

شما به دیدن معبد یا زیارتگاهی در شهری باستانی می‌روید و به باغ‌های آرامش نگاهی می‌اندازید. با بالا رفتن از کوهی خیسِ عرق می‌شوید و از چشم‌انداز گسترده‌ای که از قله می‌بینید لذت می‌برید. و در برابر دریای آبی کریستالی می‌ایستید و درست به افق خیره می‌شوید. آیا تاکنون این شادابی را، در چنین لحظه‌ای فوق‌العاده، که از شتاب و جنب‌و‌جوش هر روز? زندگی جدا هستید، تجربه کرده‌اید؟ قلب شما احساس سبکی می‌کند و انرژی‌ای گرم در سرتاسر بدنتان جریان می‌یابد. نگرانی و استرس زندگی روزانه در لحظه‌ای ناپدید می‌شود و به راستی می‌توانید زنده بودن خودتان را در این لحظه حس کنید. امروزه، خیلی از مردم جایگاهشان را از دست داده‌اند ــ آن‌ها نگران و سرگردانند که چگونه زندگی کنند. به همین دلیل در تلاش برای تنظیم تعادل روانی خود، دنبال چیزی فوق‌العاده می‌گردند. اما صبر کنید، حتی زمانی که دکم? تنظیم را فشار داده‌اید باز هم آن چیز فوق‌العاده بیرون از هر روز باقی می‌ماند. وقتی که به زندگی عادی‌تان باز می‌گردید، استرس در وجودتان انباشته می‌شود و ذهنتان فرسوده می‌شود. حس می‌کنید باری بر دوشتان دارید و دوباره در صدد یافتن آن فوق‌العاده بر می‌آیید. آیا این چرخ? پایان‌ناپذیر آشنا به نظر نمی‌رسد؟

بشنوید:

هنرمندان:
صدابرداری و میکس کیان شمس
ادیتور کیان شمس
تهیه کننده راضیه هاشمی

دیدگاههای کاربران

تعداد دیدگاه: 0

(برای ارسال دیدگاه حتما باید عضو سایت ماه آوا باشید)

کتاب صوتی قدرت قدرت

راندا برن

کتاب صوتی صراحت بیان صراحت بیان

جودی مورفی

کتاب صوتی وابی سابی وابی سابی

نوبوئو سوزوکی

کتاب صوتی درد عشق درد عشق

لودرو رینزلر

کتاب صوتی قهرمان قهرمان

راندا برن

تازه‌های ماه‌آوا

دژ دروننویسنده: آینتسل گانگرRating Star
نگاهی اجمالی به کتاب

“ فلسفه رواقی را معمولا راه نجات انسان مدرن می‌نامند، اندیشه‌ای که قادر است ذهن آشفته‌ی ما را سامان داده و نگاهمان را به سمت دنیای درون برمی‌گرداند. نظریات این مکتب به حوزه‌ی خاصی محدود نیست اما کتاب صوتی دژ درون از آینتسل گانگر بر کاربرد تعالیم رواقیون در کسب آرامش تمرکز دارد، چیزی که امروز همه‌ی ما بدان نیازمندیم. اما چگونه می‌توان با ایده‌های افرادی که چند صد سال قبل می‌زیستند به آرامش رسید؟ مکتب رواقی‌گری بر اعتدال تاکید دارد زیرا سعادت نوع بشر را در گرو برقراری تعادل میان ابعاد گوناگون وجودش می‌داند. اگر در جستجوی لذت از یک هدف/فرد به سمت دیگری برویم یا زاهدمنشانه از بخش‌های مادی حیات دوری گزینیم هرگز به آرامش دست نخواهیم یافت. در حالت اول از فرط جستجو به بی‌قراری می‌افتیم و در حالت دوم به‌دلیل انفعال دچار سکون می‌شویم. رویکرد رواقیون در این نقطه ما را به گزینش خردمندانه میان جنبه‌های مختلف زندگی دعوت می‌کند، نگاهی که به نظریات مینیمالیستی شبیه بوده و از هر نعمت در دسترس تنها به اندازه‌ی نیاز بهره می‌برد. ”

خشم و هیاهونویسنده: ویلیام فاکنرRating Star
نگاهی اجمالی به کتاب

“ کتاب خشم و هیاهو اثر ویلیام فاکنر، نویسنده‌ی آمریکایی و به اعتقاد اکثر منتقدان بهترین اثر اوست. این نویسنده در سال 1949 به خاطر سهم منحصربه‌فرد، قدرتمند و هنرمندانه‌اش در رمان مدرن آمریکایی برنده‎ی جایزه‌ی نوبل ادبیات شد. فاکنر در کتاب خشم و هیاهو از زوال خانواده‌ی کامپسون می‌گوید. خانواده‌ای که چهار روز از زندگی‌اش از زبان چهار عضو آن روایت می‌شود. این روایت‌ها کاملاً متفاوت‌ اما مکمل یکدیگرند. راوی فصل اول بنجی است؛ فرد کندذهنی که ادراکش با دیگران متفاوت است و ماجراها را درهم و برهم نقل می‌کند. بیشتر هم از کدی دختر خانواده حرف می‌زند. راوی فصل دوم کونتین پسر بزرگ خانواده است. او بیشتر در ذهنیات و خاطراتش زندگی می‌کند؛ برای همین این فصل کمی حال و هوای شاعرانه دارد. راوی فصل سوم جیسون برادری سودجو و منفعت‌طلب است؛ حتی منفعتی که با مرگ دیگران نصیبش شود. و راوی فصل چهارم دیلسی است؛ کنیز سیاهپوست خانه که دانای کل هم هست. فهم این رمان شاید برای کسانی که در آغاز راه کتاب‌خوانی هستند، چندان ساده نباشد. شبیه پازلی پیچیده است که با پیدا شدن هر یک از تکه‌ها بخشی از واقعیت نمایان می‌شود. باید زمان گذاشت و سرنخ‌ها را به هم وصل کرد و منتظر نتیجه بود. کتاب خشم و هیاهو را صالح حسینی ترجمه کرده است. در بخشی از متن کتاب آمده است: «از میان نرده‌، لابلای گل پیچ‌پیچ، می‌دیدمشان که می‌زدند. رو به جایی که پرچم بود می‌آمدند و من از کنار نرده رفتم. لاستر کنار درخت گل توی سبزه‌ها را می‌کاوید. آن‌ها پرچم را بیرون آوردند، و آن‌ها داشتند می‌زدند. بعد پرچم را برگرداندند سر جایش و برگشتند به زمینِ بازی، و او زد و دیگری زد. بعد پیش رفتند، و من هم از کنار نرده رفتم. لاستر از درخت گل آمد و ما از کنار نرده رفتیم و آن‌ها ایستادند و ما ایستادیم و من، وقتی که لاستر توی سبزه‌ها را می‌کاوید، از لای نرده نگاه کردم. او زد «کدی، بگیرد.» آن‌ها از چمنزار گذشتند و دور شدند. من چسبیدم به نرده و دورشدنشان را تماشا کردم.» ”

Local Business Directory, Search Engine Submission & SEO Tools