نگاهی اجمالی به کتاب“ کتاب «بنام زندگی» For the Love of Life نوشتهی «اریک فروم» در سال 1986 منتشر شد. این کتاب براساس مجموعهای از سخنرانیهای رادیویی اینجامعهشناس به نگارش درآمده است که دربارهی موضوعات مختلفی که بر روی زندگی انسان تأثیرگذار است صحبت کرده است. «فروم» در این اثر از روانشناسی تا جامعهشناسی، از دنیای مدرن و تکنولوژی، از انسانها و پیامبران سخن گفته و ابعاد و زوایای گوناگون زندگی آنها را بررسی کرده است. «اریک فروم» در این اثر به نظریهها و گفتههای ارسطو، اسپینوزا، گوته، مارکس، فروید و دانشمندان دیگر هم اشاره کرده و نظریات خودش را دربارهی انسان مدرن و جامعهی کنونی بیان کرده است.
کتاب «به نام زندگی» جزو کتابهای روانشناسی و روانکاوی است که با نگاهی عمیق مسائل و چالشهای زندگی انسان را واکاوی کرده است و نویسنده معتقد است با رواندرمانی بسیاری از مشکلات انسان ازجمله مصرفگرایی درمان میشود. مطالعهی این اثر برای دوستداران آثار جامعهشناسی و فلسفی جذاب است. ”
نگاهی اجمالی به کتاب“ کتاب شفای زندگی با عنوان اصلی You can heal your life اولین بار در سال 1984 منتشر شد. این کتاب مانند بیشتر کتابهای لوئیزآل هی به سرعت به فروشی چشمگیری رسید. لوئیز هی این کتاب را در چهار بخش نوشته است. او در ابتدای کتاب توضیح میدهد که تنها هدفش از نوشتن این کتاب این است که زندگی زیباتری برای همهی خوانندگان بسازد، سبب شود آنها به شفای درون برسند و هرآنچه که میداند را به خوانندگانش منتقل کند. او به خوانندگانش توصیه میکند که از راهکارهای این کتاب استفاده کنند و آنها را دائما تکرار کنند. لوءیز آل هی در بخشهایی از کتابش توضیح میدهد که کتاب شفای زندگی از خوانندگان نمیخواهد که ارتباطشان را با پزشکان و درمانگرها قطع کنند، بلکه تنها روشهایی به خواننده داده است که میتواند با همکاری پزشک خود و با یاری او برای تندرستی و سلامت بیشتر از آنها استفاده کنند.
لوئیز هی، کتاب شفای زندگی را در چهار بخش اصلی و چندین فصل چند صفحهای نوشته است. هر بخش از این کتاب با یک عبارت تاکیدی آغاز شده است و لوئیز هی تاکید میکند که به این عبارت توجه ویژه داشته باشید و آن را بارها با خود تکرار کنید و بنویسید و بگذارید به عمق جانتان برود. برخی از این عبارت تاکیدی به شکل زیر هستند: «کائنات ما را در هر اندیشهای که برگزینیم و به آن معتقد باشیم،کاملا حمایت میکند.» یا «گذشته هر چه باشد، من پدر و مادرم را سرزنش نمیکنم.» یا «نقطهی اقتدار همواره در لحظهی حال است.» ”