نگاهی اجمالی به کتاب“ افرا به هنگام دانه کردن انار برای شب یلدا آرزوی رسبدن به امیر را در سر دارد. مادرش می خواهد او را از خیالات درآورد ولی افرا دست بردار نیست و ... ”
نگاهی اجمالی به کتاب“ سرجوخهی مقرراتی در مقابل آن زیبایی آرامشبخش پایش لرزید. او که پشت تیرهپوستان را با شلاق دریده بود، او که شجاعت و طمعکاریاش نسلی نو در کالیفرنیا پدید آورده بود، آن مرد ریشو، آن حامل بیرحم تمدن از زین به پایین لغزید، کلاهخود پولادین از سر برداشت. زیر لب گفت: «ای مریم مقدس،اینجا دشت سرسبز بهشتی است که پروردگارمان وعده داده.» ”