نگاهی اجمالی به کتاب“ افسردگی زایمان پدیدهای است که بسیاری از زنان پس از به دنیا آوردن فرزندشان آن را در سطوح مختلف تجربه میکنند. الیف شافاک نویسندهی کتاب شیر سیاه هم از این قاعده مستثنا نبود. او پس از تولد نخستین فرزندش در سال 2006 به افسردگی شدیدی دچار شد که البته برای او آوردهای ارزشمند داشت و بذر ایدهی خلق این کتاب را در ذهن او کاشت. الیف با این اتفاق تعادل میان زندگی شخصی و کار هنریاش را از دست داد. اتفاقی که برای یک نویسنده میتواند بهمثابهی یک فاجعهی هولناک باشد. شافاک حالا کودکی به دنیا آورده بود که با دستان کوچکش و مشتشدهاش تمام کلمات مادرش را از او گرفته بود. گویی او به جرگهی «زنان سادهی کامل» ی که فروغ فرخزاد در شعر وهم سبز از آنها سخن میگوید پیوسته بود. زنانی که بهقول فروغ در شکاف گریبانشان همیشه هوا، به بوی شیر تازه میآمیزد. اما این تمام چیزی نبود که الیف شافاک از زندگی میخواست. او حالا شبیه آخرین سطرهای شعر وهم سبز، صدای پایش از انکار راه برمیخاست، و یأسش از صبوری روحش وسیعتر شده بود. ”
نگاهی اجمالی به کتاب“ بیل گیتس به خوانندگان این کتاب جذاب، آیندهای بهتر را نوید میدهد. او توضیح خواهد داد که دارا بودن اطلاعات بهتر و بیشتر چگونه میتواند باعث ایجاد شغلهای جذابتر برای کارگران، مشتریان با دانش بیشتر و موثرتر، مدارس کارآتر و افزایش شهروندانی که بیشترین سهم را در تصمیم گیریهای دولتها دارند، شود. یک سیستم دیجیتالی به همپیوسته میتواند باعث بهبود و توسعه تجارت شود. این کتاب نه تنها برای علاقهمندان به تجارت بلکه برای همه انسانها نوشته شدهاست. ”