عمار تفتی

از این هنرمند بشنوید:
گوینده:
  • کتاب صوتی - انسان شادکام - ماه آوا
  • کتاب صوتی - عطر گل‌های داوودی - ماه آوا
  • کتاب صوتی - مرخصی عاشقانه - ماه آوا
  • کتاب صوتی - طبیعت - ماه آوا
  • کتاب صوتی - طبقه تن‌پرور - ماه آوا
  • کتاب صوتی - یزله در غبار - ماه آوا
  • کتاب صوتی - نفر بعدی که در بهشت ملاقات می کنید - ماه آوا
بازیگر:
  • کتاب صوتی - چه کسی از دیوانه‌ها نمی‌ترسد؟ - ماه آوا

تازه‌های ماه‌آوا

زن و پولنویسنده: سوز اورمانRating Star
نگاهی اجمالی به کتاب

“ من زنان و مادران خانه‌داری را می‌بینم که بیست‌وچهار ساعت شبانه‌روز کار می‌کنند اما تمام کنترل و قدرتشان را به دست شوهرانشان داده‌اند زیرا پول درنمی‌آورند. من زنان مجرد موفقی را دیده‌ام که از تمرکز بر آنچه باید امروز انجام دهند تا آینده مالی خوبی داشته باشند، امتناع می‌کنند. من زنانی را دیده‌ام که در ازدواج دوم خود هستند اما نمی‌توانند از دارایی‌هایی که قبل از ازدواج دوم جمع کرده‌اند مراقبت کنند و حتی از حرف زدن درباره مسائل مالی با شوهر جدید خود طفره می‌روند. و از همه تکان‌دهنده‌تر این است که بسیار شنیده‌ام که زنان سالمند هنگام توصیف شرایط خود از عبارت‌هایی چون «ناتوان» و «ضعیف» استفاده می‌کنند. وقتی صحبت از زندگی مالی به‌میان می‌آید، این زنان پر از ندامت و پشیمانی هستند. سؤال این است که چرا این کارها را با خودتان می‌کنید؟ چرا با دست خود داوطلبانه اقدام به خودکشی مالی می‌کنید و از همه بدتر این کار را با لبخندی بزرگ روی صورتتان انجام می‌دهید؟ ”

شیر سیاهنویسنده: الیف شافاکRating Star
نگاهی اجمالی به کتاب

“ افسردگی زایمان پدیده‌ای است که بسیاری از زنان پس از به دنیا آوردن فرزندشان آن را در سطوح مختلف تجربه می‌کنند. الیف شافاک نویسنده‌ی کتاب شیر سیاه هم از این قاعده مستثنا نبود. او پس از تولد نخستین فرزندش در سال 2006 به افسردگی شدیدی دچار شد که البته برای او آورده‌ای ارزشمند داشت و بذر ایده‌ی خلق این کتاب را در ذهن او کاشت. الیف با این اتفاق تعادل میان زندگی شخصی و کار هنری‌اش را از دست داد. اتفاقی که برای یک نویسنده می‌تواند به‌مثابه‌ی یک فاجعه‌ی هولناک باشد. شافاک حالا کودکی به دنیا آورده بود که با دستان کوچکش و مشت‌شده‌اش تمام کلمات مادرش را از او گرفته بود. گویی او به جرگه‌ی «زنان ساده‌ی کامل» ی که فروغ فرخزاد در شعر وهم سبز از آن‌ها سخن می‌گوید پیوسته بود. زنانی که به‌قول فروغ در شکاف گریبانشان همیشه هوا، به بوی شیر تازه می‌آمیزد. اما این تمام چیزی نبود که الیف شافاک از زندگی می‌خواست. او حالا شبیه آخرین سطرهای شعر وهم سبز، صدای پایش از انکار راه برمی‌خاست، و یأسش از صبوری روحش وسیع‌تر شده بود. ”

Local Business Directory, Search Engine Submission & SEO Tools