نگاهی اجمالی به کتاب“ آیا تا به حال این آرزو را داشتهاید که قادر به خواندن ذهن دیگران بودید و میدانستید که چه در سر دارند؟ هم اکنون با استفاده از سیستمی پیشرفته و طبق اصول روانشناسی به راحتی به آرزوی خود دست پیدا میکنید! دکتر دیوید جی. لیبرمن در کتاب ذهن دیگران را بخوانید (You Can Read Anyone) برنامهای کامل به شما ارائه میدهد که میتوانید به راحتی از آن استفاده و ذهنخوانی کنید.
لازم به ذکر است که کتاب ذهن دیگران را بخوانید اطلاعاتی دربارهی زبان بدن به شما نمیدهد. این کتاب به شما نخواهد گفت چگونه فردی را بر اساس این که به چه شکل دستهایش را جمع کرده یا بندکفشهایش را بسته است قضاوت کنید. بلکه این کتاب به شما یاد میدهد که چگونه متوجه شوید که هر فردی در موقعیتهای متفاوت زندگی چه فکرها و احساساتی در سر دارد. برای مثال، میتوانید دقیقاً بفهمید که آیا یک فروشنده، آدم بیشیله پیلهای است یا شخصی که میخواهید با او دوست یا وارد معامله شوید، آدم قابل اعتمادی است یا نه. ”
نگاهی اجمالی به کتاب“ «من و استادم» رمانی از نویسنده ترکتبار فرانسوی، الیف شافاک (-1971) است. او در سال 2010 نشان شوالیهی ادبیات و هنر کشور فرانسه را از آنِ خود کرد. آثار این نویسنده به سی زبان ترجمه شده و از طرف ناشران معروفی مثل ویکینگ، پنگوئن، ریزولی و ... به چاپ رسیدهاست.
شافاک نویسندهای است که بهخاطر موقعیت شغلی خاص مادرش که دیپلمات بود، بخش بزرگی از زندگیاش را در شهرهای مختلف دنیا، از جمله مادرید، عمان، کُلن، بوستون، میشیگان، آریزونا، آنکارا و استانبول گذراندهاست. بهیقین توجه او به مردم و فرهنگهای مختلف، در اغلب آثارش آشکار است و رمان «من و استادم» نمونهای از زندگی چندفرهنگی این نویسندهی چیرهدست است. نویسنده با بهره گرفتن از زبانی که ترکیبی از روایت و گفتوگوست، شخصیتهای تاریخی را در کنار دو شخصیت خیالی این رمان، جهان (پسری از دیار هند) و فیلَش قرار میدهد. در جایجای رمان ردپای مردمانی از فرهنگهای مختلف دیده میشود، مردمی با مذاهب گوناگون که هرکدام بهشکلی بیطرفانه در ماجراهای داستان نقش دارند.
دغدغهی الیف شافاک در این رمان، نه بازگویی تاریخ است، نه قهرمانسازی و نه دفاع از هویت یک قوم خاص. او سعی میکند حقیقت را بکاود. از نگاه او خرافهپرستی، تعصبات خشک مذهبی و هویتسازیهای متعصبانهی قومی، مخربِ تمدن بشری است. داستان در دوران سه پادشاه عثمانی، سلطانسلیمان، سلطانسلیم و سلطانمراد، اتفاق افتادهاست. در این رمان، استانبول در مرکز توجه الیف شافاک قرار گرفتهاست؛ شهری جادویی که روی تپهها بنا شده؛ شهری که جهان قهرمان اصلی داستان، با فیلَش به آنجا میرسد و بیخبر از ماجراها و سرنوشتی که زندگیاش را از اینرو به آنرو خواهدکرد، به قصر سلطانسلیمان راه پیدا میکند و... از متن کتاب: شاید درون هر فردی، انسانی ناشناخته پنهان است که در پر تنشترین و غیرمنتظرهترین لحظات، خودش را نشان میدهد. قلب انسان مثل اجرام آسمانی است که مُنجم تقیالدین آنها را رصد میکرد. کسی نمیدانست در اعماق خود چه اسراری را جای دادهاست. تنها آسمان بالای سرمان اسرارانگیز نیست، در واقع تکتک انسانها معمایی بزرگ هستند. ”