اهرم‌های خوشبختی

کتاب صوتی

کتاب صوتی اهرم‌های خوشبختی

دوستان عزیز ماه آوا

از ابتدای مهرماه سال ۱۴۰۰ خرید محصولات ماه آوا تنها از طریق پلتفرمهای فروش کتاب صوتی امکان پذیر خواهد بود

اثری از
برگردان سیما فرجی

چگونه مزرعه سرنوشتمان را گل کاری کنیم؟

نام اصلی: The power to shape your destiny

ناشر: نشر نسل نواندیش

سال چاپ: 1393

شابک:

خلاصه:

به‌جای این که اجازه دهید رنج و شادی در شما تأثیر بگذارند، بیاموزید چگونه از رنج و شادی به‌نفع خودتان استفاده کنید. اگر چنین کاری را انجام دهید؛ شما بر زندگی‌تان تسلط خواهید داشت. اگر چنین کاری را انجام ندهید؛ زندگی بر شما تسلط خواهد یافت.

در این کتاب به‌یادماندنی، مطالبی را از آنتونی رابینز می‌خوانید که شاید در گذشته هرگز آن‌ها را نخوانده‌اید. او بهترین و مؤثرترین اهرم‌ها یا راهکارهایی را برای شما مطرح می‌کند که تاکنون به آن‌ها پی برده است. این راهکارها در واقع بهترین و بیشترین پیامدها را در زمینه‌ی پیشرفت شخصی برای شما به‌ارمغان می‌آورند. رابینز مطالبش را به‌شیوه‌ای روان و صمیمی مطرح می‌کند. او همه‌ی اشتیاق، تأثیرگذاری و توانایی‌اش را در این زمینه به‌کار می‌برد.

رابینز در این کتاب هدیه‌ای ویژه را به شما تقدیم می‌کند. او می‌کوشد ثمره‌ی سال‌ها تلاش کارشناسانه‌ی خودش را در زمینه‌ی پیشرفت‌های شخصی در اختیارتان قرار دهد. چنین ثمره‌ای در نتیجه‌ی کارکردن با بعضی از تأثیرگذارترین و موفق‌ترین انسان‌ها در سازمان‌های مختلف به‌دست آمده است. رابینز باور دارد که وظیفه‌اش همواره یکسان خواهد بود. او می‌کوشد تغییری مثبت را در زندگی افرادی به‌وجود آورد که برای مشاوره به او مراجعه می‌کنند؛ فرقی نمی‌کند چنین فردی مدیرعامل یا مدیر اجرایی سازمانی بزرگ، معماری نامدار یا فقط و فقط انسانی معمولی باشد که انگیزه‌اش را به‌کلی از دست داده است.

بشنوید:

هنرمندان:
صدابردار آرش رستمی
تهیه کننده راضیه هاشمی

مدت زمان اثر: 10 ساعت و 7 دقیقه

...

...

دیدگاههای کاربران

تعداد دیدگاه: 0

(برای ارسال دیدگاه حتما باید عضو سایت ماه آوا باشید)

کتاب صوتی قدرت قدرت

راندا برن

کتاب صوتی صراحت بیان صراحت بیان

جودی مورفی

کتاب صوتی وابی سابی وابی سابی

نوبوئو سوزوکی

کتاب صوتی درد عشق درد عشق

لودرو رینزلر

کتاب صوتی قهرمان قهرمان

راندا برن

تازه‌های ماه‌آوا

زیر آفتاب هیچ چیز تازه نیستنویسنده: ارنست همینگویRating Star
نگاهی اجمالی به کتاب

“ زیر آفتاب هیچ چیز تازه نیست، اولین رمان مهم همینگوی، نویسنده - خبرنگار، روایت آس‌وپاس‌هایی از فرانسه تا اسپانیاست. دوستان همیشه مست و عاشق و جلای‌وطن‌کرده که به قول خودش "نسل گم شده"اند و از آمریکا به پاریس بی‌کران دهه‌ی بیست آمده‌اند و از آنجا عزم اسپانیا می‌کنند تا مسابقه‌ی گاوبازی را از نزدیک ببینند. نمی‌دانم درطول داستان چقدر مشروب می‌خورند، چندبار عاشق می‌شوند و چقدر دعوا می‎کنند، می‌دانم خیلی. جیک، قهرمان داستان، خبرنگار مقیم پاریس، سترون از جنگی نامعلوم و عاشق بِرت است. زنی که در طول جنگ از او پرستاری کرده و عشق دیرینه‌اش به جیک، سکوتی کش‌دار است. رابرت کُن، دوست جیک و برت، در جهان ویران داستان نه لب به مشروب می‌زند نه دل به دریا. او جهان صاف و پوست‌کنده خود را دارد، بدون درد، جنگ و آگاهی. ارنست همینگوی در سطح بیرونی رمان داستان‌گوی زمانه‌ا‌ی است که فرانسوی‌ها به آن "عصر طلایی" می‌گویند، عصری که خون "نشیطِ زنده‌ی بیدار" و علم به عالم، آدمی را به سرحدات ابرانسان رسانده بود. اما در سطحی دیگر او راوی غمی مانا در شادترین لحظات رمان است. زیر آفتاب هیچ چیز تازه نیست درکنار نثر روان، وقایع‌نگاری دقیق، توضیحات بی‌کم‌و‌کاست مراسم و مناسک گاوبازی، و ماهی‌گیری، راوی دردی‌ست که مرده‌ریگ جنگ است. زیر آفتاب جنگ هیچ چیز تازه نیست. این رمان به سرعت الگوی دانشجویان دختر و پسر آمریکایی شد. آن‌ها سعی می‌کردند به شیوه‌ی جیک بارنز، قهرمان داستان که در واقع چهره‌ی همینگوی بود، با لحنی خشن، شکیبا و موجز حرف بزنند. این کتاب از جمله آثار پرفروش همینگوی است که یک فیلم سینمایی هم براساس آن ساخته شده است. نویسنده‌ی زیر آفتاب هیچ چیز تازه نیست برنده‌ی جایزه‌ی ادبی نوبل و پولیتزر، نویسنده‌ای تجربه‌گرا بود که در طول زندگی به استقبال مرگ رفت. زخم‌های زیادی که همینگوی در زمان حضورش در جنگ برداشت، بر تن داستان‌هایش نیز حک شده‌اند. ”

خوب ماندننویسنده: تامس آ. هریسRating Star
نگاهی اجمالی به کتاب

“ این کتاب پیش‌تر با نام «ماندن در وضعیت آخر» ترجمه و منتشر شده‌است. آیا زندگی شما پشت سر هم به چیزی دلتنگ کننده بدل می‌شود؟ آیا هفته شما به شکلی پیش می‌رود که با توصیف زیر سازگار است: "هر روز صبح از خواب بیدار شدن و احساس خوبی درباره آن داشتن و دریافت نوازش‌های آشنایی که تازه‌های روز مانند قطرات آب به سر و روی تو می‌پاشد و همچنین آگاهی از این که حساب بانکی ات خالی نیست و این که سردرد نداری. روز اول، عالیست! روز دوم، بله این هم عالیست! روز سوم، خوب شکایتی ندارم. روز چهارم، حرفی برای گفتن ندارم. روز پنجم، خمیازه. خدا را شکر جمعه هم از راه رسید. شب روز پنجم، افراط در نوشیدن. روز ششم، هولناک است و سرم دارد می‌ترکد. روز هفتم، استراحت و بازیابی سلامتی." آیا این همه آن چیزیست که هست، هفته‌ای اندکی مصیبت بار بعد از یک هفته دلتنگ کننده دیگر، روزنامه صبحی که دور انداخته شده، فنجان شخصی قهوه که دیگری آن را برداشته و استفاده می‌کند، ناخنی که ریشه کرده و اذیت می‌کند، گلگیر اتومبیل داغان شده و "اگر امشب باران بیاید افتضاح می‌شود". خوب که چی؟ با توجه به این واقعیت که زندگی ما چقدر کوتاه است، برخی از ترس‌هایمان به نظر بسیار احمقانه و ساده‌لوحانه می‌رسند. چرا باید تمام مدت نگران این باشیم که چه وقت می‌توانیم بیشتر اوقات اعتماد به نفس داشته باشیم؟ ”

Local Business Directory, Search Engine Submission & SEO Tools