جان پاتینس

از این نویسنده بشنوید:
نویسنده:
  • کتاب صوتی - گلدیلاک و سه‌خرس - ماه آوا

تازه‌های ماه‌آوا

پادشاهی پیر در تبعیدنویسنده: آرنو گایگرRating Star
نگاهی اجمالی به کتاب

“ نویسنده در این کتاب داستان تکان‌دهنده زندگی پدرش را بیان می‌کند و به نحوی از او به مثابه انسانی سخن می‌گوید که نیروی زندگی و هوشیاری‌اش را به واسطه ابتلا به بیماری آلزایمر از دست نداده است. «گایگر» همراه با نقل داستان این زندگی پر فراز و نشیب، دوران کودکی خود را از نو کشف می‌کند. بار دیگر رابطه‌اش با پدرش دوستانه می‌شود. می‌کوشد جملات خاص او را درک کند و متوجه می‌شود پدرش هنوز صفات چندی را داراست: گیرایی، اعتماد به نفس، شوخ‌طبعی، آن هم با وجود درگیری با فقدانی جبران‌ناپذیر. کتاب پادشاهی پیر در تبعید کتابی است روشن، زنده و گاه به گاه هم خنده آور: «وقتی شش سالم بود پدربزرگ دیگر مرا نمی‌شناخت. خانه او پایین خانه ما بود. گاهی وقتی من برای رفتن به مدرسه از باغ میوه او میان‌بر می‌زدم، پشت سرم چوب پرتاب می‌کرد که به چه اجازه‌ای از باغ من رد می‌شوی. گاهی هم برعکس، از دیدنم خوشحال می‌شد، به طرفم می‌آمد. پدربزرگ درگذشت و من این ماجراها را فراموش کردم تا این‌که بیماری پدرم آغاز شد.» «آرنو گایگر» متولد سال 1968 در حال حاضر در وین زندگی می‌کند. تا به حال جوایز بسیاری به او تعلق گرفته است. از جمله جایزه کتاب سال در آلمان. ”

برای یک شب عشقنویسنده: امیل زولاRating Star
نگاهی اجمالی به کتاب

“ امیل زولا (1840- 1902) نویسنده‌ی نامدار فرانسه در داستان بلند برای یک شب عشق زندگی مردی منزوی و رانده‌شده را روایت می‌کند که دچار عشقی بعید می‌شود. دختری از طبقه‌‌ی رفاه‌زده که خلقی غریب دارد و ظاهراً دست‌نیافتنی است و رابطه‌ای نابهنجار با خانه‌زادشان دارد. زولا از امیال و گرایش‌های پیچیده‌ی آدمی تصویری مهیج و تأمل‌برانگیز نشان می‌دهد. ارباب و بنده‌ای که هر کدام از نقششان لذتی وافر می‌برند. - درباره‌ی نویسنده‌ی کتاب برای یک شب عشق: امیل زولا نویسنده و روزنامه‌نگار فرانسوی قرن نوزدهم و بنیان‌گذار مکتب ناتورالیسم است. شهرت ادبی او بیشتر مدیون بیست جلد رمان به‌هم‌پیوسته‌ی روگن ماکار است که جامعه‌ی فرانسوی را در دوران امپراطوری دوم فرانسه (1852-1870) وصف می‌کند. برخی از رمان‌های مهم این مجموعه عبارت‌اند از: ژرمینال، آسوموار، زمین، پول. - بخشی از کتاب: ژولین در ظلمتی که ناگاه سراسر اتاق را گرفت، صدای بسته‌شدن در و دور شدن خش‌خش لباس ابریشمی ترز را در امتداد راهرو شنید. در انتهای شاه‌نشین، روی زمین نشست، هنوز جرئت نمی‌کرد از آنجا بیرون بیاید. ژرفای شب پرده‌ای جلوی چشم‌هایش می‌کشید؛ اما کنار خود وجود آن پای برهنه را که گویی تمام اتاق از حضورش سر شده بود، حس می‌کرد. ”

Local Business Directory, Search Engine Submission & SEO Tools