چگونه یک مدیر عالی باشیم

کتاب صوتی

کتاب صوتی چگونه یک مدیر عالی باشیم

دوستان عزیز ماه آوا

از ابتدای مهرماه سال ۱۴۰۰ خرید محصولات ماه آوا تنها از طریق پلتفرمهای فروش کتاب صوتی امکان پذیر خواهد بود

اثری از
نویسنده جینو ویکمن
نویسنده رنه بوئر

راه‌های ایجاد تغییرات مثبت در عملکرد کارکنان

نام اصلی: How to be a great manager

ناشر: نشر پارسه

سال چاپ: 1397

شابک:

978-622-7057-59-1

خلاصه:

اگر کارکنان شما، هر روز، «بهترین عملکرد خود را در محیط کار ارائه دهند، چه تاثیری بر درآمد خالص شرکت خواهد داشت؟ تحقیقات و مطالعات بارها نشان داده که اکثریت کارکنان در محیط کار، دلسوزی و اشتیاقی نسبت به کار ندارند ولی این شرایط قابل تغییر است. بیشتر اوقات، تفاوت بین کارکنان بی‌تفاوت و کارکنان دلسوز، ناشی از یک عامل است: مدیریت.

در «چگونه یک مدیر عالی شویم»، دو متخصص برجسته کسب و کار -ویکمن و بوئر- فرآیندی روشن و عملی را در اختیار رؤسا و مدیران می‌گذارند تا بیشترین بهره‌وری را از کارکنان خود دریافت کنند.
در این کتاب، ابزارهایی معرفی می‌شوند که توسط بیش از 30000 مدیر در صنایع مختلف استفاده شده و کارآمدی خود را در بهبود عملکرد سازمان و افزایش شور و اشتیاق در کارکنان ثابت کرده است.

بشنوید:

هنرمندان:
صدابرداری و میکس فروغ بهرامی
تهیه کننده راضیه هاشمی

مدت زمان اثر: 5 ساعت و 24 دقیقه

...

...

دیدگاههای کاربران

تعداد دیدگاه: 0

(برای ارسال دیدگاه حتما باید عضو سایت ماه آوا باشید)

کتاب صوتی قدرت قدرت

راندا برن

کتاب صوتی صراحت بیان صراحت بیان

جودی مورفی

کتاب صوتی وابی سابی وابی سابی

نوبوئو سوزوکی

کتاب صوتی درد عشق درد عشق

لودرو رینزلر

کتاب صوتی قهرمان قهرمان

راندا برن

تازه‌های ماه‌آوا

حماسه ویچر- جلد اول آخرین آرزونویسنده: آنجی سپکوفسکیRating Star
نگاهی اجمالی به کتاب

“ گرالت، ویچر اهل ریویا، جنگجویی است که خود سپکوفسکی او را مانند تیر از کمان رهاشده صاف و ساده می‌داند؛ اما دنیا و سرنوشتی که گرالت را احاطه کرده چنان پیچیده است که سادگی او به طرز دیوانه‌واری عمیق و بامعنی جلوه می‌کند. شاید نگاه اول فقط با یک هیولاکش حرفه‌‎ای که برای پول کار می‌کند روبه‌رو باشیم؛ اما گرالت معمولاً با انسان‌هایی سروکار دارد که هر هیولایی را شرمنده می‌کنند و این انسان‌ها هستند که مجبورش می کنند… بخشی از کتاب: او لحظه‌‌ای جلوی مسافرخانه‌‌ی ناراکورت پیر ایستاد، به صداها گوش فرا داد. طبق معمول، در این ساعت، مسافرخانه شلوغ بود. مرد غریبه داخل نشد. اسبش را به پایین خیابان هدایت کرد، به سمت مسافرخانه‌‌ی کوچک‌تری به ‌نام روباه. این مهمانسرا محبوبیت خاصی نداشت و تقریباً خلوت بود. صاحب مسافرخانه سرش را از پشت بشکه‌‌ای خیارشور بیرون آورد و غریبه را برانداز کرد. تازه‌‌وارد که هنوز کت بر تنش بود، ساکت و بی‌‌حرکت جلوی پیشخوان ایستاده بود. - چی بیارم؟ غریبه گفت: «آبجو.» صدایش خوشایند نبود. مسافرخانه‌‌‌‌‌‌دار دستش را با پیش‌‌بند پارچه‌‌ای پاک کرد و یک لیوان سفالی برایش آورد. غریبه سن زیادی نداشت؛ اما موهایش تقریباً سفید بود. زیر کتش یک جلیقه‌‌ی کهنه‌‌ی چرمی پوشیده بود که با بند روی گردن و شانه‌‌هایش بسته شده بود. وقتی کتش را درآورد افراد دوروبرش متوجه شدند شمشیری حمل می‌‌کند که البته به‌خودی‌خود موضوع غیرطبیعی‌‌ای نبود، تقریباً هر مردی در ویزیم یک سلاح همراه خود داشت؛ اما هیچ‌کس شمشیرش را مثل یک کمان یا تیردان به پشتش نمی‌‌بست. غریبه کنار مشتری‌‌های دیگر که پشت یک میز بودند ننشست. همان‌‌جا جلوی پیشخوان ایستاده بود و به مسافرخانه‌‌دار خیره شده بود. هرازگاهی محتویات لیوانش را مَزه‌‌مَزه می‌‌کرد. - برای شب یه اتاق می‌‌خوام. مسافرخانه‌‌دار با غرولند گفت: «جا نداریم.» به چکمه‌‌های غریبه نگاه کرد که خاکی و کثیف بودند. «ناراکورت پیر رو امتحان کن.» - ترجیح می‌‌دم همین‌‌جا بمونم. «گفتم که جا نداریم.» مسافرخانه‌‌دار بالاخره لهجه‌‌ی غریبه را تشخیص داد، اهل ریویا بود. «پولش رو می‌‌دم.» تازه‌‌وارد آهسته صحبت می‌‌کرد، انگار که خودش هم مطمئن نبود و بعد اتفاقی که نباید می‌افتاد، افتاد. مرد آبله‌‌روی دیلاقی _ که از لحظه‌‌ی ورود تازه‌‌وارد چشم‌‌ از او برنداشته بود _ بلند شد و سمت پیشخوان آمد. دو رفیقش نیز همراه با او بلند شدند، بافاصله‌ی دو قدمی پشت سرش ایستادند. مرد آبله‌‌رو درست کنار تازه‌‌وارد ایستاد و با خشونت گفت: «به تو اتاق نمی‌‌دیم، ولگرد ریویایی. در ویزیم به کسایی مثل تو احتیاجی نیست. این شهر آبرو داره!» غریبه، لیوان در دست قدمی به عقب رفت. نگاهی به مسافرخانه‌‌دار انداخت؛ اما او رویش را برگرداند. حتی به ذهن مسافرخانه‌‌دار نرسید که از مرد ریویایی دفاع کند. به‌هرحال، چه کسی از ریویایی‌‌ها خوشش می‌آمد؟ ”

کتاب اوهامنویسنده: پل استرRating Star
نگاهی اجمالی به کتاب

“ کتاب اوهام را باید یکی از موفق ترین آثار پل اُستر دانست. در این رمان جذاب و تکان دهنده که یکی از مهم ترین آثار دوران اوج نویسنده است استر دغدغه های همیشگی اش را طرح می کند. تنهایی بازگشت به زندگی در آستانه ی مرگ پول های بادآورده همزاد و دیگر مضامین آشنای استر این بار در بستر سینما و در قالب زندگی یک کارگردان روایت می شوند و حاصل کار یکی از موفق ترین آثار نویسنده است. پل اُستر را به گواه اکثر منتقدان و خوانندگان آثارش می توان از بزرگ ترین نویسندگان زنده ی جهان دانست. ”

Local Business Directory, Search Engine Submission & SEO Tools