نگاهی اجمالی به کتاب“ وولجین، ترول و شکارچی سایهایست که از مهمترین فرماندهان هورد به شمار میرود. او همچنین ریاست و رهبری قبیلهی دارک سپیر را به عهده دارد. این شخصیت بیمانند که به زبان آوردن نامش، لرزه به اندام دشمنان میاندازد، ناگهان توسط یک غریبه مجروح شده و حالش رو به وخامت گذاشته است. البته این پایان ماجرا نیست، چون وولجین با وجود زخمهای هولناکش همچنان باید پاسدار پانداریا باشد و در برابر هجوم دشمنان به این سرزمین مقاومت کند.
در جلد ششم مجموعه کتابهای وارکرفت، شاهد نبرد هیجانانگیز وولجین با نیروهای پلید تاریکی هستیم که مایکل ا استکپل با قلم گیرای خود در کتاب صوتی وارکرفت - وولجین: سایههای هورد برایمان روایت میکند.
از مشخصههایی که وولجین را به یک قهرمان بیهمتا بدل کرده، ارتباط او با خداوند مرگ، لواست. او از این طریق، به جهانی فراتر از دنیای ماده قدم میگذارد و وظیفهی حفظ سنتها را نیز به عهده میگیرد. ”
نگاهی اجمالی به کتاب“ آگاتا کریستی نویسنده انگلیسی داستانهای جنایی و ادبیات کارآگاهی با نام مستعار مری وستماکوت داستانهای عاشقانه و رومانتیک نیز مینوشت. اما شهرت اصلی اش به خاطر 66 رمان جنایی اوست. داستانهای آگاتا کریسیتی، به خصوص آن دسته که درباره ماجراهای کاراگاه هرکول پوآرو یا خانم مارپل هستند. نه تنها لقب ملکه جنایت را برای او به ارمغان آوردند بلکه او را به عنوان یکی از مهمترین و مبتکرترین نویسندگانی که در راه توسعه و تکامل داستانهای جنایی کوشیدهاند نیز معرفی و مطرح کردند. - بخشی از کتاب: سرگرد مکث کرد و سپس عکس کوچکی را از لابلای محتویات کیفش بیرون کشید. به دقت به آن نگریست و گفت:«میل دارید عکس یک قاتل را ببینید؟» سرگرد داشت عکس را به دست خانم مارپل میداد که یکباره حرکت دستش متوقف شد. انگار خشکش زده بود. بیش از پیش به قورباغهای چاق و چله شباهت پیدا کرده بود. به ظاهر سرگرد پال گریو از بالای شانه راست خانم مارپل شیئی یا شخصی را دیده و ماتش برده بود؛ دقیقا به همان جهتی نگاه میکرد که صدای نزدیک شدن قدمها از آن سو به گوش میرسید. «این غیرممکن است. منظورم...» سرگرد با عجله همه چیز را در کیفش چپاند و آن را در جیبش گذاشت. ”