نگاهی اجمالی به کتاب“ راوی داستان در ایستگاه قطاری دورافتاده و پرت با مرد مرموز و افسرده ای آشنا می شود که سالهاست به عنوان علامت چی در این ایستگاه کار میکند.مرد علامتچی از اشباحی حرف می زند که او و ایستگاه را احاطه کرده اند و خبرهای ناخوشایندی می آورند.راوی ابتدا حرف های علامتچی را جدی نمیگیرد تا اینکه حادثه ای تلخ روی می دهد. ”
نگاهی اجمالی به کتاب“ کوچکترین و ناچیزترین کمک ما به دیگران، حتی اگر کسی آن را به یاد نیاورد، از چشم پروردگار پنهان نمی ماند و به زیبایی دوچندان به زندگی خودمان بازمی گردد. ”