نگاهی اجمالی به کتاب“ نویسنده با لحنی موجز و صمیمی به مسائل هستیشناسانه پرداخته و با نگاهی ساده به روایت مسائل پیچیدهای رفته که حرف زدن راجع به آن خود الفبای خاصی را میطلبد.
جهانی که نویسنده ترسیم کرده دچار چنان سکوتی است که در تمام نقاط داستان مشهود و قابل لمس است.
البته این سکوت تا انتهای داستان حاکم است یعنی تا آنجا که شخصیت داستان به امریکا سفر میکند. بعد از رفتن او به نیویورک فضای داستان رنگ و بوی دیگری گرفته و به گونهای شلوغ و بیبند و بار به چشم میآید.
خلوت بودن فضای داستان بیش از هر چیز بر تنهایی قهرمان داستان تاکید دارد.
مهمترین شاخصه «ابر ابله» تنهایی آن است. تا آنجا که به نظر میرسد در جهانی که پیش رویمان قرار دارد او تنها جنبنده آن است.
اما «ابر ابله» برای فرار از تنهایی و انزوایش به اشیا پناه میبرد و خود را با آنها میشناسد.
روایت داستان اول شخص است و قصه اصلی روی مرز باریکی بین شرح حال و داستان حرکت میکند.
«ابر ابله» ما را به یاد دو شخصیت مهم در تاریخ رمان میاندازد که هر کدام به شکلی دردناک استعارهای از انسان قرن بیستم بودند. ”
نگاهی اجمالی به کتاب“ هر ساله در جهان حدود یک میلیون و دویست هزار انسان -یعنی در هر دقیقه بیش از دو نفر- به علت غرق شدن جان خود را از دست میدهند. این موارد شامل حوادث در حین شنا، فرو رفتن در آب، بلایایی مانند سیل و طغیان رودخانه ها، حوادث کشتی و خودکشی هستند. حداقل در برخی گروههای سنی از میان هر چهار نفری که غرق میشوند یک نفر میمیرد و به این ترتیب آمار افراد غرق شده به چهار میلیون و هشتصد هزار نفر میرسد. این افراد تحت مراقبت بخش اورژانس صدمات غیر مهلک ناشی از غرق شدگی قرار میگیرند. تحقیقات نشان میدهد که حدود یک نفر از پنج فردی که زنده میماند گزارش نزدیک شدن به مرگ را داده است که حالتی درونی از هشیاری است که به عنوان تجربه نزدیک به مرگ شناخته میشود. ”