داستان‌های جمعه شماره 10

هفته نامه صوتی

هفته نامه صوتی داستان‌های جمعه شماره 10

هفته نامه صوتی داستان‌های جمعه شماره 10

دوستان عزیز ماه آوا

از ابتدای مهرماه سال ۱۴۰۰ خرید محصولات ماه آوا تنها از طریق پلتفرمهای فروش کتاب صوتی امکان پذیر خواهد بود

نام اصلی: Friday Story 10

ناشر: نشر سپید ماه آوا

خلاصه:

داستان #10
"گلوی پولادی" -
نویسنده میخائیل_بولگاکف

با صدای آرش رستمی

بشنوید:

هنرمندان:

دیدگاههای کاربران

تعداد دیدگاه: 0

(برای ارسال دیدگاه حتما باید عضو سایت ماه آوا باشید)

تازه‌های ماه‌آوا

غلبه بر شیطاننویسنده: ناپلئون هیلRating Star
نگاهی اجمالی به کتاب

“ ناپلئون هیل در کتاب غلبه بر شیطان، در قالب یک مصاحبه میان خود و شیطان و در حقیقت همان نیمه‌ی تاریک وجود، تلاش می‌کند تا اسرار دستیابی به موفقیت و آزادی را فاش کند و مهم‌ترین موانع انسان برای رسیدن به اهداف شخصی را مورد بررسی قرار دهد. همان‌گونه که کتاب معروف و پرفروش بیندیشید و ثروتمند شوید پس‌ از «رکود بزرگ» به شما کمک می‌کند تا به خروج از بحران بپردازید و موفق شوید، کتاب غلبه بر شیطان نیز به این منظور نوشته شده تا امروز هر یک از شما در مسیر خروج از بحران و موفقیت قرار گیرید! شاید بپرسید آیا گفتگوی هیل با شیطان واقعی بوده، یا صرفاً خیالات است؟ انتخاب با شماست. اما استفاده از گفتگوی خیالی برای هیل تازگی ندارد. کتابی که هیل در سال 1953 تحت عنوان چگونه حقوقتان را افزایش دهید منتشر کرد به ‌شکل گفتگویی بین هیل و کارنگی بود. در واقع هیل در سال 1908 با کارنگی مصاحبه کرده و کارنگی نیز در سال 1919 یعنی درست قبل ‌از چاپ این مصاحبه، فوت کرده بود. ”

کاش کنارم بودینویسنده: رنه کارلینوRating Star
نگاهی اجمالی به کتاب

“ کتاب کاش کنارم بودی رمان پرفروش و معروف رنه کارلینو، داستان واقعی و تکان دهنده‌ای است که نشان می‌دهد چگونه یک اتفاق ساده، بزرگ‌ترین عاشقانه را به وجود می‌آورد. کاش کنارم بودی که جزو 10 رمان برتر گودریدز 2017 و بهترین رمان عاشقانه‌ی آگوست 2016 محسوب می‌شود، روزگار زنی در دهه 30 زندگی «شارلوت» را روایت می‌کند که زندگی‌اش را با سرگردانی و بی‌هدفی گذرانده است. او حالا و در چنین موقعیتی در جستجوی جرقه و یا شاید الهامی است که به انگیزه و هدفی تازه دست یابد. شارلوت روابط بد زیادی را تجربه نموده، شغل‌های بدی داشته و حالا هم که در کافه‌ای در لس‌آنجلس کار می‌کند، آن را دوست ندارد؛ از انعام مشتری‌ها رضایت ندارد و از لباس کاری زشتش هم خیلی خوشش نمی‌آید. ملاقات غافل‌‌گیر کننده‌ی او با نقاشی مرموز، جوان و خوشتیپ به اسم «آدام»، اوضاعش را دگرگون می‌کند. او ناگهان به شادی وصف ناپذیری دست می‌یابد و چنان غرق در این دیدار ناگهانی می‌شود که می‌فهمد تا مدت‌ها نمی‌تواند از فکر آدام بی‌خیال شود. صبح روز بعد وقتی شارلوت با تعجب به آدام فکر می‌کند، با خود می‌گوید بخت بدی که همواره در مقابل مردان دیگر داشته، فقط به خاطر قضاوت‌های منفی خودش بوده است. ”

Local Business Directory, Search Engine Submission & SEO Tools