بازار گورخر خال خالی

کتاب صوتی

کتاب صوتی بازار گورخر خال خالی
اثری از
برگردان آریا نوری

نام اصلی:

ناشر: نشر البرز

سال چاپ: 1399

شابک:

دسته بندی: رمان/ اجتماعی

خلاصه:

ماجراهای رمان بازار گورخر خال‌خالی در شهر کوچکی واقع در فرانسه اتفاق می‌افتند. آدم‌های عجیب‌وغریب، در یک مغازه‌ی عجیب‌وغریب که چیزهای عجیب‌وغریب می‌فروشد با یکدیگر آشنا می‌شوند و باعث به وجود آمدن اتفاقات عجیب‌وغریب می‌شوند. نام این فروشگاه «بازار گورخر خال‌خالی» است و صاحب آن پسری‌ست به‌نام بازیل. بازیل با تأثیر از علاقه‌ی پدرش به موتورسیکلت، در نوجوانی توانست یک ربات عنکبوتی اختراع کند و آن را به قیمت خوبی بفروشد. او بعدتر در جوانی تصمیم گرفت مغازه‌ای راه بیندازد و وسایلی را که می‌سازد در آنجا به فروش برساند. کتاب صوتی بازار گورخر خال‌خالی را از زبان بازیل چهل‌ساله می‌شنویم که داستان زندگی خودش را از کودکی برایمان روایت می‌کند.

هنرمندان:

دیدگاههای کاربران

تعداد دیدگاه: 0

(برای ارسال دیدگاه حتما باید عضو سایت ماه آوا باشید)

کتاب صوتی بخش D بخش D

فریدا مک فادن

کتاب صوتی دجله به حال تو ناله کند دجله به حال تو ناله کند

امیلی ین ملفتو

کتاب صوتی وضع بشر وضع بشر

هانا آرنت

کتاب صوتی تدفین مادربزرگ تدفین مادربزرگ

گابریل گارسیا مارکز

کتاب صوتی گرگ بیابان گرگ بیابان

هرمان هسه

کتاب صوتی دزیره دزیره

آن ماری سلینکو

تازه‌های ماه‌آوا

زنانی که با گرگ‌ها می‌دوندنویسنده: کلاریسا پینکولاتسRating Star
نگاهی اجمالی به کتاب

“ کلاریسا پینکولا استس در کتاب صوتی زنانی که با گرگ‌ها می‌دوند اسطوره‌ها، افسانه‌ها و داستان‌های غنی فرهنگ‌ها و قبایل گوناگون را بازگو می‌کند تا زن امروزی از خلال شنیدن آن‌ها ارتباط خود با نیای فراموش‌شده‌اش را احیا کند. اما این نیای فراموش‌شده کیست؟ چرا فراموش شده است و چرا باید زن امروزی آن را دوباره مبعوث کند و رشته‌های خود را با او از نو رج بزند؟ داستان‌های اسطوره‌ای و افسانه‌های نیاکان ما از دل انسانی‌ترین غرایز بشر پدیدار شدند. زن در این افسانه‌های بدوی، چنانکه نمود آن را در الهه‌ها و شخصیت‌های اسطوره‌ای می‌بینیم، سرشتی مبتنی بر غریزه داشت و در هارمونی و نسبتی تنگاتنگ با طبیعت وحشی پیرامون خود قرار داشت. تصویر درخشانی که عنوان کتاب ترسیم می‌کند نیز اشاره به همین موضوع دارند. زنی که در میان گله‌ای از گرگ‌ها در پهنه‌ی دشت می‌دود. با تنی عریان، گیسوانی رها و سرشتی سرکش و وحشی. درست مانند گرگ‌ها. در روزگاری که هنوز خبری از تمدن نیست. خدایان و ایزدبانوان به‌جای شهریاران حکومت می‌کنند و انسان در ساحت اسطوره می‌زیَد، و نه ساحت اندیشه. ”

از پنجره ای در وارتوفنویسنده: هانس کریستیان اندرسنRating Star
نگاهی اجمالی به کتاب

“ خاطرات همچون پنجره ای به روی گذشته ما هستند. به وقت پیری از این پنجره خوب و بد زندگی مان را نظاره می کنیم. ”

Local Business Directory, Search Engine Submission & SEO Tools