هشت قتل حرفه‌ای

کتاب صوتی

کتاب صوتی هشت قتل حرفه‌ای

دوستان عزیز ماه آوا

از ابتدای مهرماه سال ۱۴۰۰ خرید محصولات ماه آوا تنها از طریق پلتفرمهای فروش کتاب صوتی امکان پذیر خواهد بود

اثری از

نام اصلی:

ناشر: نشر البرز

سال چاپ:

شابک:

خلاصه:

مالکوم کرشاو، شخصیت اصلی رمان هشت قتل حرفه‌ای نوشته‌ی پیتر سوانسون در یک کتابفروشی به نام اُلد دِوِل در شهر بوستون کار می‌کند که به‌طور تخصصی در کار فروش کتاب‌ها و رمان‌های جنایی-معمایی است. رئیس وقت کتابفروشی روزی از مالکوم می‌خواهد که تولید محتوای وبلاگ فروشگاه را در زمینه‌ی جنایی و معمایی بر عهده بگیرد. مالکوم که از خوانندگان قدیمی این ژانر به شمار می‌رود تصمیم می‌گیرد در وبلاگ کتابفروشی فهرستی از کتاب‌های منتخب را در ژانر جنایی منتشر کند؛ فهرستی با نام «هشت قتل حرفه‌ای» که دربرگیرنده‌ی آثاری از آگاتا کریستی، پاتریشیا هایسمیت، ایرا لوین، برکلی کاکس، جیمز‌ام کین، جان دی مک دونالد، دانا تارتت و اِی میلن است. او این لیست پیشنهادی را در وبلاگ کتابفروشی منتشر می‌کند اما خبر ندارد قرار است درست بر سر همین موضوع در دردسری بزرگ بیفتد و پای پلیس اف‌بی‌آی را به کتابفروشی اُلد دِوِل باز کند.

بشنوید:

هنرمندان:

مدت زمان اثر: 7 ساعت و 47 دقیقه

...

...

دیدگاههای کاربران

تعداد دیدگاه: 0

(برای ارسال دیدگاه حتما باید عضو سایت ماه آوا باشید)

تازه‌های ماه‌آوا

بخش گمشدهنویسنده: کریستین بوبنRating Star
نگاهی اجمالی به کتاب

“ کریستیان بوبن ، تجربیات ساده زندگی را دستمایه‌ی نوشتن کتابش می‌کند و در این کتاب هم ، مانند دیگر آثارش اندیشه‌های معنوی خویش درباره‌ی زندگی را در قالب جملاتی حکیمانه با ما در میان می‌گذارد.بوبن همچون کاوشگری دقیق و حساس اعماق وجود انسان را می‌کاود و بخش‌های پنهان و گمشده‌ی او را با زبانی شاعرانه و دلنشین در ظرف واژه‌هایی که آگاهانه انتخاب شده‌اند می‌ریزد و به ما عرضه می‌کند. ”

مارتا کیست؟نویسنده: ماریانا گاپوننکوRating Star
نگاهی اجمالی به کتاب

“ مارتا کیست؟ دومین رمان ماریانا گاپوننکو، شاعر و نویسنده اوکراینی است. این رمان در سال 2012 منتشر شد که با استقبال بسیار زیادی مواجه شد. نویسنده برای خلق این اثر دو جایزه ادبی معتبر آدِلبرت فون شامیسو و آلفا را از آن خود کرد. این اثر حتی در سال 2016 هم در فهرست کتاب‌های پرفروش سال قرار گرفت. این رمان داستان پرنده‌شناسی نودوششساله است که خبر مرگ قریب‌الوقوعش را دریافت می‌کند و تصمیم می‌گیرد آخرین روزهای عمرش را در یکی از مجلل‌ترین هتل‌های دنیا سپری کند. در قسمتی از کتاب می‌خوانیم: سرد است عشق. عشق سرد است. ولی در قبر می‌سوزیم، ذوب و به طلا تبدیل می‌شویم... لوادسکی منتظر جاری شدن اشک‌هایش شد. ولی اشکی نیامد. با وجود این، صورتش را پاک کرد. چه چندش‌آور! همین چند لحظه قبل تلفن را بهت‌زده قطع کرده بود. اگر آنچه از صدای نفس کشیدن پزشک خانوادگی‌اش احساس می‌شد بی‌قراری نبود، پس چه بود؟ ”

Local Business Directory, Search Engine Submission & SEO Tools