من و استادم

کتاب صوتی

کتاب صوتی من و استادم

دوستان عزیز ماه آوا

از ابتدای مهرماه سال ۱۴۰۰ خرید محصولات ماه آوا تنها از طریق پلتفرمهای فروش کتاب صوتی امکان پذیر خواهد بود

اثری از
نویسنده الیف شافاک
برگردان صابر حسینی

نام اصلی: Ustam ve Ben

ناشر: نشر نیماژ

سال چاپ: 1397

شابک:

دسته بندی: رمان

خلاصه:

«من و استادم» رمانی از نویسنده ترک‌تبار فرانسوی، الیف شافاک (-1971) است. او در سال 2010 نشان شوالیه‌ی ادبیات و هنر کشور فرانسه را از آنِ خود کرد. آثار این نویسنده به سی زبان ترجمه شده و از طرف ناشران معروفی مثل ویکینگ، پنگوئن، ریزولی و ... به چاپ رسیده‌است.
شافاک نویسنده‌ای است که به‌خاطر موقعیت شغلی خاص مادرش که دیپلمات بود، بخش بزرگی از زندگی‌اش را در شهرهای مختلف دنیا، از جمله مادرید، عمان، کُلن، بوستون، میشیگان، آریزونا، آنکارا و استانبول گذرانده‌است. به‌یقین توجه او به مردم و فرهنگ‌های مختلف، در اغلب آثارش آشکار است و رمان «من و استادم» نمونه‌ای از زندگی چندفرهنگی این نویسنده‌ی چیره‌دست است. نویسنده با بهره گرفتن از زبانی که ترکیبی از روایت و گفت‌وگوست، شخصیت‌های تاریخی را در کنار دو شخصیت خیالی این رمان، جهان (پسری از دیار هند) و فیلَش قرار می‌دهد. در جای‌جای رمان ردپای مردمانی از فرهنگ‌های مختلف دیده می‌شود، مردمی با مذاهب گوناگون که هرکدام به‌شکلی بی‌طرفانه در ماجراهای داستان نقش دارند.
دغدغه‌ی الیف شافاک در این رمان، نه بازگویی تاریخ است، نه قهرمان‌سازی و نه دفاع از هویت یک قوم خاص. او سعی می‌کند حقیقت را بکاود. از نگاه او خرافه‌پرستی، تعصبات خشک مذهبی و هویت‌سازی‌های متعصبانه‌ی قومی، مخربِ تمدن بشری است. داستان در دوران سه پادشاه عثمانی، سلطان‌سلیمان، سلطان‌سلیم و سلطان‌مراد، اتفاق افتاده‌است. در این رمان، استانبول در مرکز توجه الیف شافاک قرار گرفته‌است؛ شهری جادویی که روی تپه‌ها بنا شده؛ شهری که جهان قهرمان اصلی داستان، با فیلَش به آن‌جا می‌رسد و بی‌خبر از ماجراها و سرنوشتی که زندگی‌اش را از این‌رو به آن‌رو خواهدکرد، به قصر سلطان‌سلیمان راه پیدا می‌کند و... از متن کتاب: شاید درون هر فردی، انسانی ناشناخته پنهان است که در پر تنش‌ترین و غیرمنتظره‌ترین لحظات، خودش را نشان می‌دهد. قلب انسان مثل اجرام آسمانی است که مُنجم تقی‌الدین آن‌ها را رصد می‌کرد. کسی نمی‌دانست در اعماق خود چه اسراری را جای داده‌است. تنها آسمان بالای سرمان اسرارانگیز نیست، در واقع تک‌تک انسان‌ها معمایی بزرگ هستند.

بشنوید:

هنرمندان:
صدابرداری و میکس فروغ بهرامی
تهیه کننده راضیه هاشمی

دیدگاههای کاربران

تعداد دیدگاه: 0

(برای ارسال دیدگاه حتما باید عضو سایت ماه آوا باشید)

کتاب صوتی بخش D بخش D

فریدا مک فادن

کتاب صوتی دجله به حال تو ناله کند دجله به حال تو ناله کند

امیلی ین ملفتو

کتاب صوتی تدفین مادربزرگ تدفین مادربزرگ

گابریل گارسیا مارکز

کتاب صوتی گرگ بیابان گرگ بیابان

هرمان هسه

کتاب صوتی دزیره دزیره

آن ماری سلینکو

کتاب صوتی دختری از پرو دختری از پرو

ماریو بارگاس یوسا

تازه‌های ماه‌آوا

نمایش صوتی سه خواهرنویسنده: آنتوان چخوفRating Star
نگاهی اجمالی به کتاب

“ آنتون چخوف در نمایش صوتی سه خواهر بیش از همه‌ی آثارش به جوانان و به‌ویژه روحیات زنان جوان توجه دارد. نسل آرمان‌خواه و تحصیل‌کرده‌ی روسیه، خودش را در برابر آینده‌ی تاریکی می‌بیند که دیگر جایی برای آرمان‌‌هایش باقی نگذاشته است. سه خواهر این نمایشنامه نیز که به همین نسل تعلق دارند، به جای فکر کردن به آینده، حسرت روزهای خوش گذشته را می‌خورند؛ حسرت روزهایی که در مسکوی شاد و پرهیاهو می‌گذراندند. نمایش صوتی سه خواهر با نگاه تیزبین آنتون چخوف، تصاویر دقیقی از جنبه‌های روحی و روانی شخصیت‌ها به مخاطب نشان می‌دهد. ایرینا که کوچکترین دختر خانواده است، هنوز با امید بازگشت به مسکو روزهایش را می‌گذراند. اولگا که خواهر بزرگتر است و تجربیات بیشتری دارد، زندگی را با عینک بدبینی برانداز می‌کند. ماشا هم به عنوان خواهر میانی، دختر عصبی و تندخویی است که با کمتر کسی سر سازش دارد. ”

معمای کارائیبنویسنده: آگاتا کریستیRating Star
نگاهی اجمالی به کتاب

“ آگاتا کریستی نویسنده انگلیسی داستان‌های جنایی و ادبیات کارآگاهی با نام مستعار مری وستماکوت داستان‌های عاشقانه و رومانتیک نیز می‌نوشت. اما شهرت اصلی اش به خاطر 66 رمان جنایی اوست. داستان‌های آگاتا کریسیتی، به خصوص آن دسته که درباره ماجراهای کاراگاه هرکول پوآرو یا خانم مارپل هستند. نه تنها لقب ملکه جنایت را برای او به ارمغان آوردند بلکه او را به عنوان یکی از مهم‌ترین و مبتکرترین نویسندگانی که در راه توسعه و تکامل داستان‌های جنایی کوشیده‌اند نیز معرفی و مطرح کردند. - بخشی از کتاب: سرگرد مکث کرد و سپس عکس کوچکی را از لابلای محتویات کیفش بیرون کشید. به دقت به آن نگریست و گفت:«میل دارید عکس یک قاتل را ببینید؟» سرگرد داشت عکس را به دست خانم مارپل می‌داد که یکباره حرکت دستش متوقف شد. انگار خشکش زده بود. بیش از پیش به قورباغه‌ای چاق و چله شباهت پیدا کرده بود. به ظاهر سرگرد پال گریو از بالای شانه راست خانم مارپل شیئی یا شخصی را دیده و ماتش برده بود؛ دقیقا به همان جهتی نگاه می‌کرد که صدای نزدیک شدن قدم‌ها از آن سو به گوش می‌رسید. «این غیرممکن است. منظورم...» سرگرد با عجله همه چیز را در کیفش چپاند و آن را در جیبش گذاشت. ”

Local Business Directory, Search Engine Submission & SEO Tools