نگاهی اجمالی به کتاب“ روزالیا دختر نوجوان پانزدهسالهای است که به همراه پدر و برادرانش در خانهای در حومهی شهر ساردین زندگی میکند. او با پسر ثروتمندی بهنام آنانیا آشنا میشود که رویای رسیدن به گنجهای پنهان نوراگه، شهری باستانی در ایتالیا، را در سر دارد و سهامدار مزارعی در همان حوالی است. روزالیا و آنانیا به یکدیگر دل میبندند اما در این میان یک راز نهفته و ناگفته وجود دارد: آنانیا متأهل است و این را از روزالیا پوشیده نگه داشته. طولی نمیکشد که حقیقت برای او روشن میشود اما آنها تصمیم میگیرند مخفیانه به رابطهی خود ادامه دهند و ثمرهی این عشق ممنوع پنهانی برایشان یک فرزند است. فرزندی که بعدها روزالیا بهخاطر تنگدستی او را ترک میکند. او با پدرش بزرگ میشود و تلاش میکند بهرغم نامشروع بودن، مشروعیت اجتماعی قابل قبولی برای خود دستوپا کند. اما بزرگترین دغدغهی او این است که مادرش را پیدا کند. آیا او موفق خواهد شد این دیدار را محقق کند؟ ”
نگاهی اجمالی به کتاب“ کتاب بذرت را کجا میکاری؟ اثر جان گوردون، داستانی آموزنده و دوست داشتنی برای کسانیست که احساس هدفمندی، اشتیاق و شادمانی بیشتر را در زندگیشان جست وجو میکنند. این کتاب سرشار از جملات پرمحتوا و جالب است که شما را به خواندن آن علاقمند می کند.
اگر هدفتان را میجویید و آماده هستید تا تفاوتی سازنده را در زندگیتان یا جهان به وجود آورید پس بکوشید. این بذر را در مکانی مناسب بکارید. با شخصیت داستان همراه و همگام شوید و به حقایق مطرح شده در کتاب بذرت را کجا میکاری؟ توجه کنید تا بهتر بتوانید درباره? مکان مناسب برای کاشتن بذر وجودتان تصمیم بگیرید. ”