نگاهی اجمالی به کتاب“ بهعنوان بزرگسالانی که سالهاست نوجوانی را پشت سر گذاشتهایم یا حتی پدر و مادرانی که در حال حاضر، فرزند نوجوانی در خانه داریم، حتماً با مشکلات فیزیکی و روحی این دوران کاملاً آشناییم و چه بسا عبور از آن برای خودمان هم بسیار دشوار بوده است. دختران و پسران خردسال، با ورود به سالهای نوجوانی بهتدریج با نقشهای اجتماعی، تغییرات فیزیکی، مشکلات و مسائل روحی مواجه میشوند که رویارویی با آنها اگر با آگاهی همراه نباشد، میتواند آسیبهای جبرانناپذیری به زندگی آیندهی ایشان بزند. اینجاست که باید از خودمان بپرسیم، بهعنوان پدر و مادر چنین کودکان و نوجوانانی، چه وظایفی در قبال آنها داریم و چطور میتوانیم گذار از این مرحله را برایشان آسانتر کنیم؟ جولی ا. راس در کتاب صوتی چگونه جوجه تیغی را در آغوش بگیریم، پاسخی کارآمد و کاربردی برای این پرسش در اختیارتان قرار میدهد. ”

آدلفنویسنده: بنژامن کنستان
نگاهی اجمالی به کتاب“ بنژامن کنستان دو ربک(1830-1767)، رماننویس سوئیسیتبار فرانسویزبان قرن هجدهم میلادی است.کنستان را بیشتر به عنوان یک تئوریسین لیبرال میشناسند تا یک رمان نویس. هرچند کنستان بهخاطر شاهکارش، «آدلف»، اسم و رسمی به هم زده است.
«آدلف» بار اول در لندن به چاپ رسید و بیدرنگ «رمان کلیدی» و زندگی نامه شخصی «کُنستان» شمرده شد. این رمان در زمان خودش جاروجنجال فراوان و درازمدتی به پا کرد.
تقریباً یک قرن، یعنی تا پس از جنگ جهانی دوم، طول کشید تا تأکید بر جنبههای اتوبیوگرافیک و وسوسه یکی دانستن شخصیتهای تخیلی با آدمهای واقعی فروکش کرد و «آدلف» را بهخاطر ویژگیهای زیباشناختی آن خواندند و نقد کردند.
«آدلف» را تلخترین رمان عشقی نیز خواندهاند زیرا «کنستان» در آن، عمیقترین و صادقانهترین احساسات و شورانگیزترین بستگیهای عاطفی را تجزیه و تحلیل میکند و نشان میدهد که چگونه در گذر زمان این احساسات و بستگیها رنگ میبازد.
«آدلف» شاهکار روانشناختی عشق است و تراژدی عدم امکان برقراری ارتباط راستین میان انسانهای عاشق را به نمایش میگذارد.
کُنستان عمیقترین و شورانگیزترین وابستگیهای عاطفی را موشکافانه تجزیه و تحلیل میکند تا نشان دهد چرا و چگونه با گذر زمان این احساسات و بستگی به تدریج رنگ میبازد.
آدلف جوانی 22 ساله است و قرار است جهت کسب تجربه به نقاط مختلف اروپا سفر کند و سپس به نزد پدر بازگردد و آنجا مشغول شود تا روزی جانشین او شود.
آدلف به شهر کوچکی که مقر حکومت شاهزادهای جوان است وارد میشود. او با طبع حساسی که دارد بیشتر به تنهایی و انزوا دچار می شود... تا اینکه یک روز به منزل کنت دعوت می شود و آنجا با معشوقه کنت (النور) روبرو میشود و او را هدفی شایسته برای رفع تشنگی قلب و ارضای غرور می یابد.
النور که حدود 10 سال از او بزرگتر است و دو فرزند نیز از کنت دارد از معاشرت با مردی که با دیگران تفاوت دارد ناراضی نیست و.. ”