نگاهی اجمالی به کتاب“ کتاب پرونده بالتیمور برای نخستین بار در سال 2015 منتشر شد. کتاب پرونده بالتیمور ادامهی کتاب «پروندهی هری کبر» است. در این کتاب مارکوس گلدمن، رماننویس جوان بعد از حدود پنجاه سال با داستانی متفاوت برگشته است. او اکنون عاشق شده است و مشغول نوشتن سومین رمانش است. گلدمن در کتاب پروندهی بالتیمور غرق در خاطرات کودکی عشق زندگیاش میشود و داستان گروه پسرانی را شرح میدهد که بر اثر یک اتفاق، ناگهان زندگیشان غرق در دروغ و حسادت و خیانت به هم میریزد.
یکی از نکات جذابی که ژوئل دیکر در نگارش کتاب پرونده بالتیمور رعایت کرده است، تکه تکه و شکسته نوشتن داستان است. این سبک نگارش در کتابهای معمایی بسیار رایج است و به رمزآلودتر شدن داستان کمک میکند؛ عدم پیروی از یک خط زمانی ثابت ذهن خوانندگان را گیج میکند و به جذابیت کتاب میافزاید. استفاده از این فرآیند در کتابهای «فاکنر» بسیار مشهود است. البته عدم پیروی از خط زمانی در داستان را نباید با جریان سیال ذهن اشتباه گرفت. در سبک نوشتاری جریان سیال ذهن، نویسنده خواننده را در یک لحظه در چند مکان قرار میدهد، در حالیکه در کتاب پروندهی بالتیمور، ژوئل دیکتر تنها بازههای زمانی مختلف را بدون هیچ ترتیبی روایت میکند. ”
نگاهی اجمالی به کتاب“ برابری، آزادیخواهی، عدالت و تغییر، کلمات بزرگ و تکاندهندهای هستند که راحت به زبان میآیند اما عمل به آنها و یا دستکم تلاش برای تحققشان بسیار دشوار است. بههمیندلیل اگر تاریخ جهان را بخوانید و یا حتی به همین دنیایی که در آن زندگی میکنید نگاه کنید، جنبشهای اجتماعی، انجیاوها و گروههایی را میبینید که همواره برای ایجاد تغییر و برقراری برابری تلاش کردهاند و تلاش میکنند.
کاترین استاکت با قلم بینظیر و جذاب خود شاهکاری را پدید آورده که خبر از بیداری اجتماعی برای ایجاد تغییر میدهد. او در کتاب صوتی خدمتکارها (The Help) داستانی را روایت میکند که حول محور سه شخصیت اصلی زن میچرخد و آنها با هنرمندی جذابی در کنار یکدیگر قرار میدهد. شخصیتهای کتاب با این ویژگیها تعریف میشوند: اسکیتر دختر سفیدپوست، اجتماعی و بسیار بلندپروازی است که رویاهای بزرگی را در سر میپروراند و بهتازگی از کالج فارغالتحصیل شده است. او همواره بهدنبال انجام کارهای بزرگیست که از دید دیگران بیهوده به شمار میرود. خصوصاً اینکه اسکیتر یک دختر مجرد است و همین ویژگی کافیست تا دیگران او را بیشوهر و بازنده بنامند! ”