نگاهی اجمالی به کتاب“ آیا واقعا مایل هستید نتایجی استثنایی در زندگیتان بهدست آورید؟ آیا آرزو دارید به رهبری کاریزماتیک، یک کارآفرین، دانشجویی درخشان یا فروشندهای موفق تبدیل شوید؟ اگر به این سوالات جواب مثبت دادهاید پس کتاب صوتی ذهنت را مدیریت کن، سرنوشتت را بساز! همان چیزی است که به آن نیاز دارید. آدام خو و استوارت تان در این اثر به شما آموزش میدهند چگونه کنترل زندگی را در دست گرفته و با یک نقشهی راه شخصی به سمت موفقیت بشتابید!
بیشتر افراد زمان فکر کردن به رویاهایشان از این واقعیت غافل میمانند که در حال حاضر، تمام منابع ذهنی مورد نیازشان را در اختیار دارند. درواقع مسئله اصلی نه تهیه امکانات، بلکه استفاده بهینه از پتانسیلهاست. هر فرد معدنی غنی از استعدادهای منحصربهفرد است، مجموعهای از تواناییها که دراختیار آنها قرار گرفته تا تحقق رویایی خاص را ممکن کند. ”
نگاهی اجمالی به کتاب“ داستان دفتر بزرگ اثر آگوتا کریستوف در سال 1986 منتشر شد. داستان این کتاب از زبان دو پسر بچه دوقلو است که در میانهی جنگ جهانی دوم مجبور میشوند از شهر به روستایی که مادربزرگشان در آن زندگی میکند، مهاجرت کنند. نویسنده در این کتاب سختیها و ناملایمات جنگ را نشان میدهد که باعث میشود نسل بعد از این واقعه؛ سختکوشتر و مبارزتر تربیت شوند.
کریستوف چهرهای از جنگ را در این کتاب به تصویر میکشد که پیشتر کمتر به آن توجه شده است. او در داستان دفتر بزرگ، نابود شدن احساسات و عواطف مردم در شرایط سخت را درونمایهی داستانش قرار داده و دنیای بیرحم جنگ و تاثیرش بر روح و روان کودکان و مردم را روایت میکند. کریستوف در واقع باتجربهی تلخ خودش از جنگ جهانی دوم در داستان دفتر بزرگ فجایع را از زبان کودکان بیان میکند.
داستان دفتر بزرگ از زبان دو پسر بچه با هم تعریف میشود که در شرایط سخت جنگ برای مقاوم بودن تمرین میکنند. این دو پسر بچه به روستایی لب مرز سفر میکنند که مردم آنجا مادربزرگشان را جادوگر مینامند. آنها در شهر از حمام، سلمانی و رختخواب تمیز برخوردار بودهاند درحالیکه در شرایط جدید همراه زنی کثیف باید زندگی کنند که همیشه لباسهایی به رنگ خاکستری میپوشد و بوی نامطبوع میدهد. شرایط دشوار و پیچیده زندگی این دو پسر بچه که باید به دور از مادر و پدرشان زندگی کنند بازتابی از تاثیر جنگ است که باعث میشود حتی کودکان هم دارای روح و جسمی پولادین، عاری از هرگونه نشاط، محبت و عشق شوند. ”