کوین هورسلی

از این نویسنده بشنوید:
نویسنده:
  • کتاب صوتی - حافظه نامحدود - ماه آوا

تازه‌های ماه‌آوا

قانون جذب در روابطنویسنده: مایکل لوسیرRating Star
نگاهی اجمالی به کتاب

“ در کتاب صوتی قانون جذب نویسنده به شما یاد خواهد داد که سطح زندگی خود را با درست و صحیح فکر کردن و برنامه‌ریزی درست ارتقا دهید. هیچ‌چیز یهویی و بدون دلیل اتفاق نمی‌افتد و رخدادهای اطراف شما همگی با دلیل و منطقی خاص پیش می‌آیند. در کتاب قانون جذب مایکل لوسیر در ابتدا به صورت علمی قانون جذب را با توجه به قوانین پایستگی انرژی اثبات کرده است و با توجه به قوانین حاکم بر اتم‌ها به شکا می‌آموزد که خیلی مراقب انرژی‌هایی که از خود ساطع می‌کنیم باشیم. در بالا از اتفاقاتی گفتیم که ممکن است برایمان رخ بدهد. چیز‌هایی را می‌خواهیم بدست آوریم در حالی که احتمال آن بسیار پایین بوده است. در کتاب صوتی قانون جذب، متوجه خواهید شد که چطور قانون جذب در رسیدن شما به خواسته‌هایتان کمک خواهد کرد. در نتیجه یاد خواهید گرفت که چگونه آگاهانه‌تر از قانون جذب استفاده کنید و قدم به قدم به خواسته‌هایتان نزدیک‌تر شوید. ”

خشم و هیاهونویسنده: ویلیام فاکنرRating Star
نگاهی اجمالی به کتاب

“ کتاب خشم و هیاهو اثر ویلیام فاکنر، نویسنده‌ی آمریکایی و به اعتقاد اکثر منتقدان بهترین اثر اوست. این نویسنده در سال 1949 به خاطر سهم منحصربه‌فرد، قدرتمند و هنرمندانه‌اش در رمان مدرن آمریکایی برنده‎ی جایزه‌ی نوبل ادبیات شد. فاکنر در کتاب خشم و هیاهو از زوال خانواده‌ی کامپسون می‌گوید. خانواده‌ای که چهار روز از زندگی‌اش از زبان چهار عضو آن روایت می‌شود. این روایت‌ها کاملاً متفاوت‌ اما مکمل یکدیگرند. راوی فصل اول بنجی است؛ فرد کندذهنی که ادراکش با دیگران متفاوت است و ماجراها را درهم و برهم نقل می‌کند. بیشتر هم از کدی دختر خانواده حرف می‌زند. راوی فصل دوم کونتین پسر بزرگ خانواده است. او بیشتر در ذهنیات و خاطراتش زندگی می‌کند؛ برای همین این فصل کمی حال و هوای شاعرانه دارد. راوی فصل سوم جیسون برادری سودجو و منفعت‌طلب است؛ حتی منفعتی که با مرگ دیگران نصیبش شود. و راوی فصل چهارم دیلسی است؛ کنیز سیاهپوست خانه که دانای کل هم هست. فهم این رمان شاید برای کسانی که در آغاز راه کتاب‌خوانی هستند، چندان ساده نباشد. شبیه پازلی پیچیده است که با پیدا شدن هر یک از تکه‌ها بخشی از واقعیت نمایان می‌شود. باید زمان گذاشت و سرنخ‌ها را به هم وصل کرد و منتظر نتیجه بود. کتاب خشم و هیاهو را صالح حسینی ترجمه کرده است. در بخشی از متن کتاب آمده است: «از میان نرده‌، لابلای گل پیچ‌پیچ، می‌دیدمشان که می‌زدند. رو به جایی که پرچم بود می‌آمدند و من از کنار نرده رفتم. لاستر کنار درخت گل توی سبزه‌ها را می‌کاوید. آن‌ها پرچم را بیرون آوردند، و آن‌ها داشتند می‌زدند. بعد پرچم را برگرداندند سر جایش و برگشتند به زمینِ بازی، و او زد و دیگری زد. بعد پیش رفتند، و من هم از کنار نرده رفتم. لاستر از درخت گل آمد و ما از کنار نرده رفتیم و آن‌ها ایستادند و ما ایستادیم و من، وقتی که لاستر توی سبزه‌ها را می‌کاوید، از لای نرده نگاه کردم. او زد «کدی، بگیرد.» آن‌ها از چمنزار گذشتند و دور شدند. من چسبیدم به نرده و دورشدنشان را تماشا کردم.» ”

Local Business Directory, Search Engine Submission & SEO Tools