نگاهی اجمالی به کتاب“ دیوید جرولد تمام داستان را در قالب دوم شخص مینویسد، بدون آنکه خواننده را بهطور مستقیم در جریان موضوع بگذارد. نکته دیگر اینکه در این اثر، قهرمان یا نقش اول ندارد.خواننده از همان ابتدا دچار تناقضاتی میشود و بهطور ناخودآگاه وادار میشود جای خالی موجود در شیوهی روایی داستان را پر کند و به این ترتیب او که در عمل انجام شده قرارا گرفته، هم به جای راوی و هم به جای قهرمان داستان ناگزیر از ایفای نقش میشود. ”
نگاهی اجمالی به کتاب“ کلیهی وقایع داستان از مرداد 1332 آغاز میشوند و تا بهمن 1357 ادامه پیدا میکنند. در این بازهی زمانی پرالتهاب، همچنان که جریانهای سیاسی و معترضین پا به میدان مبارزه میگذارند، باران نیز رفتهرفته به دنیای سیاست وارد میشود. کتاب صوتی مدار صفر درجه را میتوان نوعی داستان نمادین دانست. با بیداری و آگاهی باران نسبت به اوضاع زمانهاش، در حقیقت ایرانی را میبینیم که بهتدریج به آگاهی و بینش جمعی میرسد.
احمد محمود همزمان با ایران آشفتهی پهلوی، خانوادهی نابهسامان باران را نیز برایمان ترسیم میکند. «بابان»، «نوروز»، «برزو»، «خاور»، «بیبی سلطنت»، «بلقیس» و «نوذر» خانوادهی فقیر و پرآشوب باران را تشکیل میدهند؛ در خانهای قدیمی که نداری و بیپولی از سرتاپای آن میبارد. پدری که در راه مبارزه با حکومت کشته شده، برادری ناخلف، خواهری که در حسرت داشتن کودک است و برادری که طعمهی کوسهها شده، همه نشان از خانوادهای روبهزوال دارند که برای بهبود اوضاع دستوپا میزند. ”