نگاهی اجمالی به کتاب“ در کتاب صوتی بیخود و بیجهت خاطرات زندگی وودی آلن فیلمساز و طنزپرداز نامدار آمریکایی را به بیان خود او میشنویم. روایت این کتاب از دوران کودکی وودی آلن در بروکلینِ دههی 1940 آغاز میشود. آلن سپس به اولین تجربههای حرفهای خود و همکاری با مل بروکس، نیل سایمون، و لری گلبارت میپردازد و روایتی از نخستین دفعاتی که به عنوان استندآپ کمدین بر روی صحنه حاضر شد ارائه میدهد. بخشهایی از کتاب صوتی بیخود و بی جهت نیز به همکاری وودی آلن با ستارگانی همچون دایان کیتون، اما استون، اسکارلت جوهانسون، کیت بلانشت، کیت وینسلت، مایکل کین، آلن آلدا، الک بالدوین و خاویر باردم اختصاص دارد. ”
نگاهی اجمالی به کتاب“ کلاریسا پینکولا استس در کتاب صوتی زنانی که با گرگها میدوند اسطورهها، افسانهها و داستانهای غنی فرهنگها و قبایل گوناگون را بازگو میکند تا زن امروزی از خلال شنیدن آنها ارتباط خود با نیای فراموششدهاش را احیا کند. اما این نیای فراموششده کیست؟ چرا فراموش شده است و چرا باید زن امروزی آن را دوباره مبعوث کند و رشتههای خود را با او از نو رج بزند؟
داستانهای اسطورهای و افسانههای نیاکان ما از دل انسانیترین غرایز بشر پدیدار شدند. زن در این افسانههای بدوی، چنانکه نمود آن را در الههها و شخصیتهای اسطورهای میبینیم، سرشتی مبتنی بر غریزه داشت و در هارمونی و نسبتی تنگاتنگ با طبیعت وحشی پیرامون خود قرار داشت. تصویر درخشانی که عنوان کتاب ترسیم میکند نیز اشاره به همین موضوع دارند. زنی که در میان گلهای از گرگها در پهنهی دشت میدود. با تنی عریان، گیسوانی رها و سرشتی سرکش و وحشی. درست مانند گرگها. در روزگاری که هنوز خبری از تمدن نیست. خدایان و ایزدبانوان بهجای شهریاران حکومت میکنند و انسان در ساحت اسطوره میزیَد، و نه ساحت اندیشه. ”