نگاهی اجمالی به کتاب“ کلاریسا پینکولا استس در کتاب صوتی زنانی که با گرگها میدوند اسطورهها، افسانهها و داستانهای غنی فرهنگها و قبایل گوناگون را بازگو میکند تا زن امروزی از خلال شنیدن آنها ارتباط خود با نیای فراموششدهاش را احیا کند. اما این نیای فراموششده کیست؟ چرا فراموش شده است و چرا باید زن امروزی آن را دوباره مبعوث کند و رشتههای خود را با او از نو رج بزند؟
داستانهای اسطورهای و افسانههای نیاکان ما از دل انسانیترین غرایز بشر پدیدار شدند. زن در این افسانههای بدوی، چنانکه نمود آن را در الههها و شخصیتهای اسطورهای میبینیم، سرشتی مبتنی بر غریزه داشت و در هارمونی و نسبتی تنگاتنگ با طبیعت وحشی پیرامون خود قرار داشت. تصویر درخشانی که عنوان کتاب ترسیم میکند نیز اشاره به همین موضوع دارند. زنی که در میان گلهای از گرگها در پهنهی دشت میدود. با تنی عریان، گیسوانی رها و سرشتی سرکش و وحشی. درست مانند گرگها. در روزگاری که هنوز خبری از تمدن نیست. خدایان و ایزدبانوان بهجای شهریاران حکومت میکنند و انسان در ساحت اسطوره میزیَد، و نه ساحت اندیشه. ”
نگاهی اجمالی به کتاب“ کتاب به زندگی قسم، رمانی نوشته ی رنه کارلینو است که اولین بار در سال 2016 منتشر شد. وقتی رمانی پرفروش از نویسنده ای اسرارآمیز به نام جی کولبی، حسابی سر و صدا به پا می کند، امیلین آن را با اکراه می خواند. امیلین به عنوان یک مدرس نویسندگی با مشکلات زیادی در حرفه و رابطه ی خود رو به روست و از همین رو، علاقه ی چندانی به خوشحال شدن برای موفقیت نویسنده ای جوان و بااستعداد ندارد. او اما از همان صفحه ی اول، شیفته ی داستان کولبی درباره دو شخصیت با نام های امرسون و جکسون می شود. این دو، بهترین دوستان دوران کودکی یکدیگر بودند که عاشق هم می شوند و امید به داشتن یک زندگی بهتر دارند. اما این داستان، درست همان داستان دوران کودکی تاریک و پر از رنج امیلین است، و این یعنی جی کولبی کسی نیست جز جیس: بهترین دوست و اولین عشق امیلین که سال هاست او را ندیده است. امیلین تصمیم می گیرد تا جی کولبی را پیدا کند اما آیا او برای دانستن حقیقت پشت داستان آمادگی دارد؟ ”