نگاهی اجمالی به کتاب“ نویسنده با لحنی موجز و صمیمی به مسائل هستیشناسانه پرداخته و با نگاهی ساده به روایت مسائل پیچیدهای رفته که حرف زدن راجع به آن خود الفبای خاصی را میطلبد.
جهانی که نویسنده ترسیم کرده دچار چنان سکوتی است که در تمام نقاط داستان مشهود و قابل لمس است.
البته این سکوت تا انتهای داستان حاکم است یعنی تا آنجا که شخصیت داستان به امریکا سفر میکند. بعد از رفتن او به نیویورک فضای داستان رنگ و بوی دیگری گرفته و به گونهای شلوغ و بیبند و بار به چشم میآید.
خلوت بودن فضای داستان بیش از هر چیز بر تنهایی قهرمان داستان تاکید دارد.
مهمترین شاخصه «ابر ابله» تنهایی آن است. تا آنجا که به نظر میرسد در جهانی که پیش رویمان قرار دارد او تنها جنبنده آن است.
اما «ابر ابله» برای فرار از تنهایی و انزوایش به اشیا پناه میبرد و خود را با آنها میشناسد.
روایت داستان اول شخص است و قصه اصلی روی مرز باریکی بین شرح حال و داستان حرکت میکند.
«ابر ابله» ما را به یاد دو شخصیت مهم در تاریخ رمان میاندازد که هر کدام به شکلی دردناک استعارهای از انسان قرن بیستم بودند. ”
نگاهی اجمالی به کتاب“ ماگدا سابو در کتاب ترانه ایزا ماجرای پیرزنی را روایت میکند که همسر خود را از دست داده است و برای ادامهی زندگی نزد دخترش ایزا میرود. این مادر و دختر تصمیم دارند که کنار هم باشند، اما این تصمیم کشمکشهای احساسی بسیاری ایجاد میکند که برای هر دوی آنها گران تمام میشود.
این رمان جذاب سالها قبل از کتاب «در» که مشهورترین اثر ماگدا سابو است، نوشته شد اما مدتها طول کشید تا این کتاب به زبان انگلیسی ترجمه شود. کتاب حاضر از نظر موضوعی شباهتهای زیادی به رمان «در» دارد و بارزترین آنها را میتوان به بررسی ماهیت زندگی شهری، تناقض نسل جدید و قدیم و ... دانست. ”