نگاهی اجمالی به کتاب“ ماجرا در خانهای کوچک در حومه یورکشایر روی میدهد. "مود" زن میانسالی است که از ستم ها و اخلاق بد شوهرش "تام" آنچنان به ستوه آمده که نفرین می کند شیطان به کمکش بیاید و انتقام او را از تام بگیرد. تام که سکته کرده نیمه جان روی تخت افتاده در حالی که مشاجرهای در همین مورد بین مود و مادر تام در میگیرد. در میانه بحث در میزنند. ناشناسی وارد خانه میشود که ظاهری عجیب و رفتاری غریب دارد. او کیست و چه قصدی دارد؟ ”
نگاهی اجمالی به کتاب“ هیلو برهای باهوش و کنجکاو است است که توانایی تقلید صدای حیوانات دیگر را دارد. همین توانایی باعث می شود که وسوسه شود در پوست گرگی مرده برود و گوسفندان را بترساند. به این ترتیب او سر از گله گرگ ها درمیآورد و درگیر عملی ناخواسته و غیرمنتظره میشود. گرگ ها از هیلو، که میتواند صدای گوسفندان را تقلید کند، میخواهند که در شکار گوسفندان آن ها را همراهی کند. ”